تبليغاتX
منطقه مرده

منطقه مرده

این زندگی ماست که آگاهی مان را تعیین می کند...

قرار بود درباره "مسائل مالي و وبلاگ نويسي" و همچنين درباره كنكور بنويسم كه البته در روزهاي آينده به آن خواهم پرداخت؛ فعلآ به نظرم بهتره به طرح بحثي بپردازم كه مدتي است  فكر منو به خودش مشغول كرده...

جوانان ايراني در كنار تمام مشكلات مالي و همچنين عقده هاي جنسي كه با آن مواجه اند با كمبود هاي ديگري هم دست و پنجه نرم مي كنند كه از مهمترين آنها مي توان به "نبود تفريحات سالم" اشاره كرد همه ما مي دونيم كه ميا نگين سني كشورمون خيلي جوونه به طوري كه امروزه به علت زياد بودن تعداد جوانان شاهد فشرده تر شدن رقابت كنكور و همچنين دشوار تر شدن كاريابي هستيم خب وضعيت سياسي واقتصادي ايران هم همين طور كه مي دونيم  تعريفي نداره و آينده ايران واقعآ براي همه ما مبهمه؛ حالا يك جوان ايراني رو در نظر بگيرين كه نتونسته خودشو با سيستم لعنتي كنكور وقف بده و كاري هم مناسب خودش پيدا نكرده..ويا جوان متوسط الحالي مثل خودمون رو در نظر بگيريد: كنسرت درست حسابي كه برگزار نميشه بليط استخر كه خيلي گرونه؛ سالن فوتبال كه بخوايم كرايه كنيم بايد 2 ماه تو نوبت باشيم ؛ وضعيت سينما وپاركها و باشگاهها را كه خودتون بهتر مي دونيد..

با اين وضعيت شايد يك جوان به علت كنترل نفس و يا  تربيت خانوادگي به راههاي خلاف كشيده نشه ولي مطمئن باشيد كه چنين فردي هرگز از" سلامت رواني "برخوردار نخواهد بود.

وبلاگ هاي دوستان را كه مي خوانم پر است گلايه از وضعيت فرهنگي مردم؛ يكي از انحرافات روز عاشورا وتبديل اين روز به فستيوال ناراحت است ديگري از وحشي بازي بازي جوانان در چهارشنبه سوري نالان است و عزيز ديگري از فحاشي تماشاگران استاديوم خونش به جوش آمده...

اين پست خيلي طولاني شد بگذاريد از خودم بگويم .. من عاشق موسيقي متال هستم خب طبيعتآ هيچگاه در كشور ما كنسرت متال برگزار نمي شود ولي خب خيالي نيست! در روز عاشورا دسته ... به همراه 15 طبل ياماها ويك مداح با صداي خشن برايم چنان فضايي ايجاد مي كنند كه انگار درست وسط كنسرت گروه سيستم آو دان هستم ؛ چه كسي اهميت ميدهد كه اين روز مخصوص عزاي امام حسين است....

آري غرايز راهي به جز ارضا شدن ندارند شايد بتوانيم آنها را "مسخ" كنيم ولي سركوب آنها امكان ندارد... اميدوارم حالا متوجه دليل رفتار هاي نا هنجار جوان ايراني شده باشيد....  

+ نوشته شده در  شنبه 29 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

هنوز هم بزرگترين آرزوي پدر و مادرهاي ايراني قبول شدن فرزندانشان دريك رشته با پرستيژ دانشگاهيه؛ جوان 18 ساله اي كه در پر شور ترين و زيبا ترين دوره عمرش به سر مي بره مجبوره كه يك سال از بهترين سالهاي عمرشو با مرور تست و جزوه و نكات حفظي سركنه ويا بهتر بگم تلف كنه؛ همه ما سالهاي آزار دهنده كنكور رو به ياد داريم كه از صبح زود تا آخر شب محكوم به درس خواندن به احمقانه ترين شيوه بوديم تست ميزديم وتست مي زديم و...تلاش عبثي كه جز نابودي خلاقيت و انديشه و ميلياردر كردن امثال قلم چي نتيجه ديگري در بر نداشت ....

اما چرا اينگونه است؟ چرا "قبولي در دانشگاه" تبديل به قانوني مقدس در نزد طبقه متوسط ايراني گشته است؟ دلايل بي شمار است : از كابوس سربازي در پسرها و انزواي اجتماعي دختران پيش از ورود به دانشگاه گرفته تا توجه به اين حقيقت تلخ كه يك جوان ديپلمه ايراني در واقع تفاوت چنداني با يك بيسواد ويا كسي با 5 كلاس سواد ندارد آري ديپلمه ايراني هيچ تخصصي ندارد وتمام دانشش  عملآ چيزي به جز يك مشت محفوظات رو به زوال نيست......!           ادامه دارد.......

_______________-_______---__________________________

* ((بازيكن تيم آث ميلان سر پل گريه مي كرد))!! پست بعدي اين وبلاگ را بخوانيد تا دليل انتخاب چنين عنواني را بدانيد!

+ نوشته شده در  جمعه 28 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

چرا وبلاگ مي نويسم؟ مسئله اين است! برخي از رفقا كه نگاهي به وبلاگ ما مي اندازند اين سوال را گاه با حالت تعجب گاه با حالت تمسخروگاه از روي خير خواهي(!)

مي پرسند و اغلب سوال مي كنند كه خب چه بشود ويا اينكه اين كارها عاقبت نداردو....

دوستان اغلب پاي مسائل مالي را وسط ميكشند ...((پول كامپيوتر و برق واكانت داري ميدي وقتت رو هم تلف مي كني تا يه مشت شرو ور بنويسي آخه اينم شد كار؟!!))

نمي خوام بگم كه مسائل مادي برايم اهميت ندارد چنان كه خيلي از دوستا ن مي دانند  شديدآ نيازمندم!ونمي خواهم ادعا كنم كه تنها براي دل خود ويا آگاهي دادن به اين امر مشغولم ميخواهم دقيقآ به اين سؤال پاسخ دهم:

چرا وبلاگ مي نويسم؟!

 وبلاگ مي نويسم چون در درجه اول حس اعتمادبه نفس مرا تقويت ميكند وبه من كلي انرژي مثبت تزريق ميكند وبلاگ مينويسم چون هدف و آرزويم تبديل شدن به نويسنده اي قابل است وبلاگ مي نويسم چون مي خواهم تجربيات ودانسته ها و نا دانسته هاي خود را با دوستان ناديده ام در ميان بگذارم.......

ولي اينها كه نون وآب نميشه؟! در پست بعدي به "مسائل مادي و وبلاگ نويسي" خواهم پرداخت

زندگي ازآن كساني است كه مي دانند وميكنند نه از آن كساني كه بهتر مي دانند ونميكنند!

                                                                                   ((نيچه))

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

آخه جمعه هم كلاس ميرن؟ما كه رفتيم!پرينت نويد رو نگاه مي كنم نوشته فيزيك 7_10يعني بايد 7صبح دانشگاه باشه؟؟تو پرينت من هم كلاس فيزيكم در دو قسمت 10_11.30و1_2.30 تشكيل ميشه! يعني چي ما رو اسگل گير اوردند با اين برنامه ريزي؟ ميريم آموزش برا اعتراض؛كاشف به عمل مي ياد كه اين تنظيم كلاس ها جنبه فرماليته داره،چون كه جمعه ها نماز شكوهمند جمعه(!) برگزار ميشه الكي يه همچين ساعتي چيدن تا رفع تكليفي كرده باشند!مملكت گل وبلبل واسلاميه ديگه!! چه ميشه كرد ساعت واقعي تشكيل كلاس عين روال گذشته است...ولي يادم ميره اين قضيه رو به نويد بگم طفلك از ساعت7 پشت در دانشگاه منتظر مونده بوده!!
+ نوشته شده در  جمعه 21 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

خب ديگه داريم به آخرهاي سال مي رسيم و تعطيلات باحال وكسل كننده نوروز هم در پيشه؛اگه شماهم از اون تيپ آدم هايي هستيد كه نه حال مهموني هاي مسخره عيد رو دارين ونه پول مسافرت هاي شلوغ نوروز رو بهتره اين چند روز كه بيشتر وقت آزاد داريم به تماشاي فيلم هاي خفن كتاب هاي تازه و گوش دادن به موسيقي نشاط آور بپردازين البته اين پيشنهاد منه به هر حال اميدوارم خوش بگذره!

در همين راستا تصميم گرفتم پيشنهاداتم رو درباره مححصولات فرهنگي با شما در ميون بذارم...تابعد

                                     ****************

ماهي بزرگ به اين دليل شكار نميشه كه خيلي بزرگه!!

تماشاي فيلم big fish از تيم برتون خوش ذوق كلي منو به وجد اورد؛فيلم محصول2003 امريكاست و اونم با دوبله فارسي و بالاترين كيفيت! اگه دوست دارين به ياد رويا هاو آرزوهاي كودكيتون بيفتيد حتما اين فيلم رو ببينيد! تماشاي اين فيلم كلي انرژي مثبت به شما منتقل ميكنه به دنياي تؤامان واقعي وتخيلي تيم برتون پا بگذاريد و از مرور بلند پروازي هاي ادوارد((قهرمان فيلم)) لذت ببريد اين فيلم را از دست ندهيد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

ما يه زماني((سال 42اونورها!)) برا خودمون كلي طنز نويس بوديم تا اينكه مطالب اين دوستمون ذرت كه به امر خطير پرتاب ذرت((قهوه اي كردن سابق!))مشغوله  ما رو تحريك كرد تا با توجه به انتخابات باشكوهي(؟!)كه در پيش داريم به امر ارزيابي نامزد ها بپردازيم؛ اين هم دستپخت ما:

سه چيز اساسي كه با شنيدن نام نامزدهاي رياست جمهوري به ياد آن مي افتيم

رفسنجاني:مافيا،سد سوراخ،كوسه

معين:شوخي بيمزه وتكراري،كتك خوردن دانشجويان،ابي!!

قاليباف:الگانس متاليك،داوود خطر!،قالي!!

كروبي:حجره،شهرام جزايري!،ياد چيز خاصي نمي افتيم!

ولايتي:سفرهاي گاليور،بچه مريض!،تناسب دكتراي اطفال و وزارت خارجه

توكلي:ورشكستگي،كوپن باطله،بدهي هاي عقب افتاده

لاريجاني:سريال تكراري،دگر انديش آويزان شده از ]...[، افسردگي مزمن

 

...اول كه مي خواستم اين مطلبو بنويسم فكر مي كردم با مزه بشه ولي خب احتمالآ تقصير از اين كانديداهاست كه از نمك كافي برخوردار نيستند.....تابعد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

فعلآ بحث همجنس گرايي رو رها ميكنم تا ببينم بعدآ ميتونم منسجم تر و پخته تر به اين بحث بپردازم يانه؟ دليلشم اينه كه وقتي  مي خواهيم از"تابو"هاي اجتماعي سخني به ميون بياريم در واقع مثل اين مي مونه كه داريم روي يه تيكه طناب راه مي ريم از يك طرف بايد به حقيقت پاي بند باشي واز طرف ديگه بايد طوري مطلبتو بيان كني كه مخاطب از اينكه سخني خلاف عادت ميشنوه جا نخوره...

به هر حال اميدوارم كه از مطالبم راضي باشين در پست هاي آينده به موضوعات جالب تري خواهم پرداخت!

حافظ از آب زندگي شعر تو داد شربتم    ترك طبيب كن بيا نسخه شربتم بخوان

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

اين مقاله توسط"امين قضايي" نوشته شده با عنوان"دفاع از هموسكژوآليسم"

مقاله اي جالب و خواندني است كه از دريچه فلسفه به اين موضوع پرداخته وبه درد بحث ما هم ميخورد

                                                               منتظر نظراتتان هستم

 

رابطه جنسي زن/ مرد در سيستم پدرشاهي تنها رابطه مشروع جنسي است كه در دو سطح داني / عالي  يا مادي / متافيزيكي ،  عشق شهواني / عشق  روحاني  ، صورت مي گيرد . سطح داني آن ، عشقي است آميخته با شهوانيتي كه مرد نسبت به  بدن  زن دارد .و از ان بهره جنسي مي برد .  اما سطح عالي اين رابطه جنسي براي سيستم پدرشاهي  عشقي است كه زيبايي معشوقه را مي طلبد و دستمايه اي  است تا مرد از ان به عالم  روحاني عشق رومانتيك خود و توصيفات متافيزيكي از محبوب دست يازد .  اين رابطه جنسي در هر دو سطح ، مردسالارانه است و با اين حال سيستم پدرشاهي نمي تواند ميان اين دو سطح  علائق جنسي هتروسكوآليسم خود فاصله  چنداني  اندازد . اولي تنها رابطه مشروع جنسي را رابطه هتروسكژوآلبسم معرفي مي نمايد اما  مرد را هم آغوش مي سازد و گوئي نمي تواند در اين رابطه وجهه عالي مرد را نسبت به زن  نمايان كند .  كلا مشروعيت سيستم پدرشاهي بر مباني دوتايي زن/ مرد و برتري مرد بر زن بنا شده است بنابراين صرف توصيف رابطه جنسي هتروسكژوآليسم براي اين سيستم ستمگر كافي نيست .  سيستم پدرشاهي براي تاسيس ساختار كثيف خود مي بايست مرد را به نحوي بر زن برتري دهد . در اين جا از سطحي  عالي و فراتر از شهوانيت از رابطه جنسي ايجاد مي نمايد كه در ان مرد وارد وادي عشقي متافيزيكي مي شود. ( عشق الهي ، عرفان ،  عشق به ايمان و حقيقت و... ) انواع و اقسام روايات پدرشاهي براي  تشريح اين نوع هتروسكژوآليسم متافيزيكي و ارتقاء جايگاه رفيع مرد در اين عشق ، توصيف مي شود. مثلا ، عشق زميني تنها وجهه  اي است از عشق الهي ، يا انكه مردان نمي بايست در دام هرزگي زنان و فاحشگان – ( زني كه خارج از چهارچوب قبيله اي  خدمات جنسي ارائه مي دهد يعني صاحب و تاجر  اندام جنسي خود است . ) زنان تا پيش از آنكه توسط سيستم در معرض خريد و فروش قرار گيرد  مي باست پوشيده بمانند و  از تعرض نگاه بيگانه در امان باشند . مي بايست بكارت و تازگي خود را حفظ كنند و هزار تابو و هنجار مردسالارانه ديگر  را تحمل كنند. تمامي اين اين سطح متافيزيك و انتزاعي از رابطه جنسي هتروسكژوآليسم در سيستم پدرشاهي بنا نهاده مي شود تا  خدا ، فرشتگان ، مردان بزرگ  ، دانشمندان ، شعرا ، دلاوران ، جنگويان ،  شواليه ها ، قهرمانان رومانتيك ،و... سر بر اورند و تكثير شوند .

با اين  طرح ، هتروسكژوآليسم ، به عنوان تنها رابطه مشروع جنسي ، طبيعي شده و بديهي انگاشته مي شود. اما سيستم پدرشاهي ،‌ برتري مرد بر زن ، عميق بودن بر سطحي بودن ، آسماني بودن به جاي مادي بودن را برتري ميدهد تا ساختارمتافيزيكي و ستمگرانه مردانه دوشادوش نظام برده داري و نژادپرستي مردان رشد نمايد . لازم به ذكر است كه  در اين سيستم تنها، زنان مورد تعدي و ستم قرار نگرفته اند بلكه بردگان و خواجگان  بي شماري را ازنيروي جنسي شان به سبب محافظت از كالاهاي جنسي مرد هتروسكژواليسم – پدرقبيله محروم كرده است . بنابراين نظام هتروسكژوآليسم همواره مجبور بوده تا ميان توضيحات انتزاعي متافيزيكي و لذت جويي مادي  براي توجيه قدرت جنسي مردانه و تكامل  متافيزيكي آن دست و پا بزند .  در سيستم پدرشاهي رابطه جنسي  عميقا فعل / انفعالي ، و خشن و سبعانه است رابطه جنسي نوعي اطاعت زن از مرد شمرده مي شود . زن تنها در بستر  و تسليم كردن خود به مرد با او برابر مي شود. و ارتباط زن با جهان تنها از طريق مرد و با پذيرش ديدگاههاي وي ميسر است .

يك زن هتروسكژواليسم و در قبيله  تنها با زنان ديگر ، فرزندان خود و يا هووها و ديگر زنان  حرمسراي مرد معاشرت دارد . بنابراين اين افسانه قديمي ، طبيعي جلوه مي كند كه زنان به يكديگر حسادت مي كنند و اصولا هيچ علاقه اي جنسي ميان انان وجود ندارد . نمي تواند وجود داشته باشد .

اما رابطه جنسي هموسكژوآليسم ميان لسبين ها ، ماترياليستي و در سطح بدن است و هيچ ادعايي براي  متافيزيكي كردن خود ندارد . هيچ علاقه اي به فعل و انفعال در دو سوي كنش جنسي ميان  دو طرف وجود ندارد .  تعداد كنشگران جنسي همزمان مي تواند بيتشر از دو نفر باشد و حتي اين كنش  تنها در سطح مقاربت جنسي نيست . در همو سكژوآليسم ، هيچ احتياجي نيست تا عشق يك  طرفه و مالكيت خواهانه يك طرف سبب ايجاد رابطه جنسي شود بلكه رابطه جنسي هموسكژوآليسم بيشتر مبتني بر توافق است تا تصاحب . در رابطه جنسي لسبين ها ، كسي اداي كنشگر مرد را در نمي اورد بلكه ارائه لذت جنسي با عمل لسبيا ( ليسيدن و لمس كردن ) صورت مي گيرد احساس لذت و هم آغوشي  به معناي  اطا عت يكي در برابر ديگري نيست بنابراين هيچ نيازي به توضيحات و ادبيات تغزلي و رومانتيك نيست . ادبيات لسبين ها ، ماترياليستي و  سيال و روان است .

انگيزه هاي هموسكژوآليستي همواره نوعي انحراف جنسي و يا به سبب در دسترس نبودن رابطه هتروسكژواليسم تلقي مي شد . در طول تاريخ رابطه جنسي هموسكژواليسم ، ديوانگي ، جنون و شهوت بيش از حد  يا بيماري رواني به حساب مي امد و اين رابطه با بدترين شكنجه ها و  عقوبت مرگ مواجه مي شد . سيستم پدرشاهي در خيالات خود  آرمانشهر هموسكژواليسم را ويران مي سازد و آنها را تباهي انسانيت و سرپيچي از خداوند متافيزيكي خود بر مي شمرد. روايت زن لوط نمونه آشكار آن است . در جامعه بربريسم ايراني ، نيز آرمانشهر هموسكژوآليسم  را شهر قزوين مي شمرند و با خيالبافي و لودگي شخصيت هموسكژوآليسم را به اين شهر نسبت مي دهند  و آن را ابلهي شهوت پرست تصور مي كنند كه  به   اندام جنسي زنانه در مردان حريص است . نظام كثيف  پدرشاهي  در ميان بربرهاي ايراني ، با  معنا كردن آن به عنوان انحراف جنسي و صرف لذت جويي از مقاربت جنسي  از هموسكژوآليسم انتقام مي گيرد . در صورتيكه اين هتروسكژوآليسم  واقع شده در سيستم پدرشاهي است كه رابطه جنسي را به رابطه قبيله اي و خريد و فروش زنان تبديل كرده است . انواع و اقسام جنگ ها و جنايات و توحش ها براي محافظت از زنان و كالاهاي جنسي خود در اين نظام به دست مردان انجام مي پذيرد . مرد هتروسكژوال قبليه پرست ، زنان خود را در خانه زنداني مي كند و نسبت به انان هر نوع توحش را روا مي دارد و  خود را صاحب انان مي داند و از طرفي هر نوع نگاه بيگانه را تيري از جانب شيطان بر مي داند . نظام كثيف پدرشاهي  به جوانان خوي سبعيت و  تعصب قبيله اي مي اموزاند

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

نظر دين در باب همجنس گرايي:

روحانيون ديني همجنس گرايي را يك گناه مي دانند؛طبق اين نظريه متعلق به اهل فقه كه در اناجيل عهد قديم و عهد جديد و در قرآن كريم به چشم مي خورد.همجنس بازي عملي جنس است كه خارج از ازدواج و بر خلاف طبيعت صورت مي گيرد (( لازم به ذكر است كه امروز بسياري از محققان به همجنس گرايي در حيوانات به عنوان مثال و توضيحي درباره طبيعي بودن اين خصوصيت اشاره مي كنند)) طبق عقيده ي

مذهبيون اين عمل حداقل از سه نظر نوعي معصيت به درگاه خداوند به حساب مي آيد:

1)غير عادي بودن هدفي كه براي عشق ورزيدن انتخاب مي شود

2) پيوندي نامشروع است و قابيلت  تشريع ندارد

3) در مورد مرد،با اتلاف نطفه همراه است . پيامبران يهودي و همچنين پاپ(در مراسله با قرنطيان) صريحآ هم جنس بازي را محكوم كرده اند

محمد(ص) اززبان لوط خطاب به قومش مي گويد ))به درستي كه شما به جاي پرداختن به زنان ميل شهوت راندن با مردان را داريد)) سوره احزاب آيه81

                                 ***************************

در هنگام مناظره آخر بوش و كري ، وقتي سؤالي درباره ازدواج همجنس بازان مطرح شد ، كري گفت : ماهمه فرزندان خداوند هستيم،ومي انديشيم اگر ميخواستيم با دختر ديك چني((معاون بوش)) كه لزبين((همجنس گراي مونث))است در اين باب صحبت كنيم به شما خواهد گفت كه هماني هست كه بوده

اشاره كري به اين نكته بود بسياري از همجنس گرايان با همين خصلت به دنيا آمده اند و اين خصيصه ذاتي آنها است نه اكتسابي....طبيعي است كه موضوع همجنس گرايي در امريكا كه جامعه اي نسبتآ مذهبي دارد  بحث برانگيز باشد

                                                                                       ادامه دارد....

+ نوشته شده در  شنبه 15 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

در این پست نگاهی کوتاه وشاید ناقص به تاریخ همجنسگرایی می اندازیم:

سابقه همجنس بازی به قدمت جهان است حتا افلاطون هم فصول زیادی از آثارش را به آن اختصاص داده است تاریخ و اساطیر یونان باستان پر از نمونه هایی است که طبق آنها در موارد مختلف ظاهرآ وسیله ای برای بالیدن صفات مردانه بوده است مدارکی را که حکایت از پذیرفته بودن همجنسگرایی می کند می توان در بسیاری از تمدن های((مصری وژاپونی)) مشاهده کرد.((نورمن ها)) آن را به جرآت وشجاعت سربازی نسبت می دادند.در قبایل مغرب که مبادرت به استعمار شمال آفریقا  کردندو اسپانیا را به تصرف در آوردند هم جنس بازی رواج فراوان داشته است برخی از بزرگان تاریخ مانند میشل فوکو و... تمایلات همجنس گرایانه داشته اند همجنس گرایی در رنسانس هم نقش بزرگی ایفا کرده است:میکل آنژ معروف ترین نمونه ای است که در این باره می توان نام برد....

هدف از ذکر این تاریخچه این بود که "همجنس گرایی" ویا همجنس بازی را پدیده ای نو ظهور ویا عجیب و غریب ندانیم حتا در ادبیات و تاریخ ما نیز اشارات فراوانی به این موضوع وجود دارد

در پست بعدی به نظر دین علم و فلسفه در باره این مقوله خواهم پرداخت 

+ نوشته شده در  جمعه 14 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

 به نظر من يكي از مهمترين رسالت هاي يك وبلاگ نويس آزاد انديش پرداختن به سؤالات،معظلات وهمچنين اخباري است كه رسانه هاي رسمي و يا حتا عموم جامعه سعي در پاك كردن صورت مسئله ي آن دارند

يكي از اين مسائل بحث "همجنس گرايي" است كه همواره در جوامع بشري وجود داشته ولي هيچ گاه رسميت پيدا نكرده است در اين پست بلاگ به تعريف همجنس گرايي و تفاوت آن با همجنس بازي مي پردازم

در پست هاي بعدي بلاگ به تاريخ همجنس گرايي،‌‌‌‌‌‌ نظر دين و علم وفلسفه در باره اين مقوله و همچنين همجنسگرايي در ادبيات به اندازه سواد وبضاعت خود خواهم پرداخت اگر شما درباره همجنسگرايي مطلب يا لينكي داريد بسيار خوشحال مي شوم اگر مرا در جريان بگذاريد يا حق!!

 اصولا تمایلات جنسی در انسانها را میتوان در چهار شاخه کلی دسته بندی کرد. به این دسته بندی Sexual orientation میگویند.

·         علاقه مند به جنس مخالف (هترو سکسوال Heterosexual)

·         علاقه مند به جنس موافق (همجنسگرا، هموسکسوال Homosexual)

·         علاقه مند به دو جنس موافق و مخالف (بیسکسوال Bisexual)

·         عدم علاقه به برقراری تماس جنسی (اسکسوال Asexual)

اینکه یک شخص چگونه به یکی از این 4 شاخه اصلی تعلق میگیرد هنوز برای دانشمندان مسئله ای روشن نیست! هرچند که بسیاری از دانشمندان در مورد اینکه این تمایلات در دوران کودکی توسط عکس العمل های بیولوژیکی، روانشناسی و جامعه شناسی شکل میگیرد اتفاق نظر دارند اما  تئوریهای مختلفی از منابع مختلفی برای این تمایلات از جمله فاکتورهای ژنتیکی و ترشحات هورمونی و یا تجربیات در دوران کودکی امروزه برای توضیح این مسئله مطرح هستند

لازم به ذکر است که تمام کسانی که با جنس موافق خود تماس جنسی برقرار میکنند جزو این دسته بندیها نیستند، دسته ای از روانپریشی ها و بیماران روحی و روانی هستند که به همجنسگرایی و ستیز با جنس مخالف تبدیل میشوند، مثلا در میان زنان افرادی هستند که در سنین کودکی به آنها تجاوز شده است و از جنس مرد متنفر به دلیل اینکه فکر میکنند همه مردان همانطور هستند متنفر هستند.بهتر اينگونه افراد را با واژه"همجنس باز" بشناسيم.

همجنسگرایی اغلب از طرف کسانی که آنرا نمیشناسند و در مورد آن تحقیقی نکرده اند بعنوان یک بیماری و یا یک چیز غیر طبیعی مطرح میشود. این دسته از اشخاص فکر میکنند شخص همجنسگرا نوع زندگی جنسی خود را انتخاب میکند و شخص همجنسگرا یک انسان منحرف از لحاظ جنسی است. در حالی که تحقیقات علمی به شدت با این نوع طرز فکر مخالف هستند، تحقیقات ژنتیکی نشان میدهند که ساختار ژنتیکی همجنسگرایان بطور مشخص و واضحی به همدیگر شبیه است و از لحاظ روانشناختی نیز با هتروسکسوال ها تفاوت اساسی دارند،

در پست بعدي بيشتر به اي موضوع خواهم پرداخت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

اين روزها فيلترينگ همه رو كلافه كرده خب از سايت هاي سياسي و سكس شروع كردند به وبلاگ هاو اوركات رسيدند اخيرآ هم زمزمه هايي وجود داره كه مي خوان ياهو مسنجر رو ببندن و نكته جالبش براي من اينكه تا به حال هيچ وقت اسير اين فيلترينگ نشدم ....به طور غريزي(!)ياد گرفته ايم كه براي انجام هر كار معمولي و پيش پا افتاده اي از انواع و اقسام كلك ها و ژانگولر بازي ها استفاده كنيم مامان رو بپيچون!فلان استاد رو دور بزن، دودره كنو... اصلآ تكيه كلام من شده پيچوندن!! مي خواي يه نخ سيگار آواره مرگت دود كني بايد تمام اقدامات امنيتي رو رعايت كني مي خواي دو روز با رفيقات بري يه خراب شده اي بايد هزار جور خالي ببندي، مي خواي يه جا استخدام شي بايد مؤمن جلوه كني ، مي خواي 2 نمره از استاد بگيري بايد هزار جور ننه من غريبم بازي در بياري ....قانون زندگي در ايران همينه ساده ترين كارها رو بايد با محيرالعقول ترين شيوه ها انجام داد؛ بايد در همه حال"بازيگر" باشي تا حقت را از اين جامعه ي كثيف و رياكار بگيري ...عادت كرده ايم به اين هنجار و براي گذران زندگي چگونگي استفاده از انواع و اقسام "فيلترشكن ها "را ياد گرفته ايم!

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

دوستان وب‌لاگ‌نويس!

در حالی که هر دم مصيبتی بر مردم بی‌پناه کشورمان وارد می‌شود و مردم تهی‌دست اين کشور ثروت‌مند يا در آتش می‌سوزند يا سقف لرزان بامی که تنها پناه‌گاه آنان است بر سرشان آوار می‌شود نويسنده‌ی جوانی که جرمی مرتکب نشده است مگر سخن گفتن از نابسامانی‌های اجتماعی کشورش به 14 سال زندان محکوم می‌شود.

نمی‌دانيم به مردم مصيبت‌زده‌ی زرند تسليت بگوييم يا جان باخته‌گان مسجد ارک را تسلا دهيم يا در چهلم کودکان خاکستر شده‌ی لردگان بگريم يا به حکم عجيب و ناعادلانه‌ی آرش سيگارچی اعتراض کنيم اما می‌دانيم در سرزمينی که سخن گفتن در آن جنايت تلقی می‌شود سرنوشتی بهتر از اين رقم نخواهد خورد.

حکم صادره برای آرش سيگارچی و وضعيت نامشخص مجتبا سميعی‌نژاد و در بند بودن ده‌ها روزنامه‌نگار و وب‌لاگ‌نويس آن روی سکه‌ی وضعيت بحرانی کشورمان است که برای سرزمين بدون منتقد بی‌شک وضعيتی بهتر از آن‌چه اکنون در ايران مشاهده می‌شود متصور نيست.

به حکم آرش سيگارچی و وضعيت نامشخص مجتبا سميعی‌نژاد اعتراض می‌کنيم و برای آزادی‌شان تلاش می‌کنيم و از هر امکانی که در اختيار داريم برای کمک رسانی به مردم زلزله‌ی‌زده‌ی زرند می‌شتابيم
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

1)اول از همه اين خبر مضحك رو بخونين:

(( توهم زالزله 19 كشته و مجروح در روستاي جهان آباد سفلي گرگان بر جاي گذاشت . به گزارش ايسنا حادثه يك شنبه شب در حالي رخ داد كه عزاداران در مسجد جواد الائمه اين روستا پس از بر گزاري مراسم سوگواري مشغول ترك مسجد بودند كه ناگهان برخورد فردي به كليد  برق منجر به وقوع خاموشي و ازدحام جمعيت شد   جمعيت حاضر بر اثر شوك زلزله ي شب قبل كه در قائم شهر اتفاق افتاد و توهم رخداد زلزله اي ديگر، به طرف در خروجي مسجد شتافتند كه در نتيجه ازدحام 3 تن كشته(( 3تن كشته ها !!؟)) و 16 تن ديگر مصدوم شدند.

نمي دونم بايد بخندم يا گريه كنم آخه چي بگم كه......

2) روانشناسي خدا

خب چه طوره كه به بحث روانشناسي شخصيت خدا بپردازيم ؛ با توجه به حوادث اخيري كه در مملكت ما اتفاق افتاده مثل آتش سوزي مسجد ارك و زلزله و برف و سيل و طوفانو و...

و از آنجايي كه مقصر اصلي اين حوادث مستقيمآو رسمآ خود خدا است ((ومسلمآ مردم وبه خصوص مسئولين كوچكترين تقصيري ندارند)) حال اين سوال پيش مي آيد كه چرا خدا فرت فرت ضد حال مي زند ؟! من در اينجا صادقانه به اين موضوع مي پردازم و اعلام مي كنم كه در اين كار هيچ نيتي جز سؤ ندارم!!

خدا خودش ميگه كه تنها و يگانه است پس نتيجه مي گيرم كه اين موجود از تنهايي مزمن رنج ميبره متكبره و احتماْ داراي عقده هاي اديپ و ميزانتروپيسم هم هست و همچنين خدا موجود بي پدر مادريه چون كه  ميگه من نه زاده شدم (( ديديد بي پدر مادره))ونه مي زايم ((اخته و عقيم)) هم هست خب شما از چنين موجود خوشحالي چه انتظاري دارين پس منطقي باشين و به نكات مثبت قضيه فكر كنين

كامنت خدا:

مرتيكه ي اسگل چرا ما رو قهوه اي مي كني نكبت آتيش جهنم در انتظارته شاسگول

...در ضمن بي پدر مادر هم خودتي))

اگه تا اين جاي كار اين پست بلاگم رو خوندين و زير لب استغفر الاه گفتين همين جور خوشحال باشين و صلوات دوم رو بلند تر ختم كنيد.

مخلص خدا هم هستيم اساسي!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

امروز صبح رفتم دانشگاه سر كلاس يكي از استاد هاي رياضي نشستم تا ببينم چطوري درس دادنش ؛ بر خلاف بقيه ي استاد هاي رياضي چرت گوزي نمي كرد و كل زنگ رو عين آدم درسشو دادورفت؛ يعني ميشه بعد از مدتها يه آدم درست حسابي

گير ما بيفته؟!

امروز عصر رفته بودم يه شركت كه كار اصليش پرزنت افراد((مخ زدن سابق!!)) بود يارو كلي مزخرف گفت و چنان از راز موفقيت و كاميابي واز اين چرت و پرت ها گفت كه داشتم بالا مي آوردم انگار خود ديل كارنگيه؛ حيف كه حال ندارم ولي بعدآ درباره ي پديده ي نو ظهور ((والبته خز شده ي)) networkingخواهم نوشت فعلآ همين قدر بدانيد كه سر قضيه ي گلد كوئست 3 ميليارد دلار"30000000000 $ ارز از مملكت خارج و يك ونيم ميليون جوان علاف اين مثلآ نت وركينگ شده بودند ((به نقل گفتگوي ويژه خبر ساعت 22))

مي خواستم درباره ي استريپ تيز عاشورا ويا همان حسين پارتي!! بنويسم كه زيتونخيلي قشنگ تر از من به اين مقوله ي فرهنگي؟! پرداخته اينو فعلآ داشته باشيد تا بعد...   يا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

يه خواننده رپ زير زميني ايروني به اسمEmziper از بچه هاي كول و خف روزگاره حتمآ برين دانلود كنيد اگه طلبه ي رپ زير زميني ايروني هستينemziper

www.emziper.com

+ نوشته شده در  شنبه 1 اسفند1383ساعت   توسط حسام  | 

این مقاله رو در وبلاگ سابقم گذاشته بودم و انتشار آن در سایتپرشين تاك هم بازتاب زیادی داشت شما هم نظر بدین:

اگر اين روزها واژه  anti Arab  را در سايت اوركات سرچ كني با انواع و اقسام كاميونيتي هايي مواجه مي شوي كه  اعضاي آن اكثرآ جوانان ايراني هستند جواب اينكه   چرا جوانان ما تا اين حد از نژاد عرب متنفرند

راشايد بتوان در ماجراي جنجالي ناميدن خليج فارس و همچنين آموزش افراطي دروس قرآن و عربي در مدارس ايران ويا حتا شيوه ي  ناجوانمردانه ي بازي فوتبال كه توسط برخي از كشور هاي حوزه ي خليج انجام ميشود دانست ! دليل هر چه كه باشد ريشه در تنفر وتحقير نژادي اي دارد كه درطي ساليان دراز در وجود افراد جامعه نهادينه شده است از نظر نژاد ايراني، اعراب مشتي ملخ خور،بيابان گرد وتن پرورند يهوديان پول دوست ودنيا پرستند غربيان بي ناموس وشهوت طلبند ، ژاپوني ها كودن، خنگ وكوتوله اند، افغان ها مادر زاد عمله و معتادند و....

حكومت ها بقا ودوام خود را مديون نژاد پرستي افراد جامعه هستند از اين رو تمام تلاش خود را براي تبليغ برتري نژادي قوم خود انجام مي دهند اين عمل با شدت فراوان همچنان در قرن بيست و يكم انجام مي شود

شهروند امريكايي به شبكه فاكس نيوز زل مي زند تا آخرين خبر را در باري اين اسلامگرايان كثيف بشنودو

آن جوان عرب نيز الجزيره نگاه مي كند و بر سربازان بي ناموس امريكايي لعنت مي فرستد.

اختلافات شديد فلسطين و اسرائيل كه مسئله ي نژاد وقومييت سبب تشديد بحران در آن شده بيش از هر چيز سبب فربه شدن كمپاني هاي اسلحه سازي ابر قدرت ها وكشورهاي منطقه شده است ،اعراب در طي نيم قرن اخير مقدار زيادي از بودجه ي خود را صرف خريد تسليحاتي جنگي اي كردند تا با آن به مقابله با اسرائيلي بپردازند  كه با اشغال فلسطين سبب تحقير نژادي قوم عرب شده بود!

مثال هايي از اين دست در تاريخ بيشمارند دولت ها ملت خود رابا عناويني چون قوم برتر، نژاد وارسته، داراي فرهنگ غني و... تهييج مي كنند و عليه ملتي ديگر ((كه آنان نيز در توهم برتري نژادي به سر مي برند)) مي شورانندو بودجه اي كه بايد خرج  رفاه و توسعه يك جامعه گردد صرف تسليحات و ارتش مي شود از اين رو فقر وگرسنگي در جامعه رواج يافته تا قدرت حكومت بيش از پيش افزايش يابد؛ جوانان با شور وشوق به جبهه ها اعزام مي شوند تا با ايثار وجانبازي حقانيت و برتري نژاد، وطن ويا دين خود را به اثبات برسانند.

ودشمن همواره در كمين است تا با تهاجم نظامي،اقتصادي ويا فرهنگي تمدن وارسته ومتعالي ما را نابود كند!

و به همين دليل مرزها وديوارهاوخط كشي ها به وجود مي آيد آري چرخ تاريخ سالهاست كه به اين شيوه چرخيده است ودولت ها زير بيرق همين برتري نژادي بزرگتر وخونخوارتر و سركوبتر شده اند چه اهميت دارد اگر نسل ها و ملتها زير اين چرخ قديمي له ونابود شوند.

در قرن بيست و يك همچنان برتري تژادي به صورت مستقيم و غير مستقيم از طريق دولت ها و رسانه ها و.. با شدت فراوان دنبال ميشود بياييد بي اعتنا به اين تبليغات مسموم راه عقلانيت را پيش گيريم عميقآ به برابري و برادري معتقد شويم ، ما ديگر نسل قرباني نخواهيم بود ديوارها را خراب كنيم خط كشي ها را پاك كنيم و...واز عضويت در اين كاميونيتي anti Arab انصراف دهيم!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 اسفند1383ساعت   توسط حسام  |