پ.ن: مودمم سوخته ترم تابستون هم برداشتم دچار افسردگی مزمن هم هستم دلم هم گرفته به پول هم شدیدآ نیازمندم اینها دلایلی که شاید باعث بشه دیر به دیر آپدیت شم که امیدوارم حاجیتون رو ببخشید
در سایت آفتاب خواندم که دختری هلندی به خاطر اهانت به قرآن تبدیل شد به موجودی که در این پست می بینید.....گفتم خبرتون کنم گوشی دستتون بیاد ...من به مقام معظم رهبری توهین کردم مودم کامپیوترم سوخت!!!!!!!!!!!!!! (الان از کافی نت می لاگم)خلاصه اینکه این روزها با توجه به روی کار اومدن احمدی نژاد از این اتفاقات زیاد میفته......بچه ها مو اظب باشید!!!!!!!!!!!
چند روز پيش فيلم "شاخه گلي براي عروس" را ديدم؛ فيلمي بود در امتداد همه فيلم فارسي هاي امروزي: همان قدر بي محتوا،مسخره و بي معني و با تكيه برهمان فرمول قديمي "مثلث عشق"؛ بدين قرار كه پسرك فقير از دهات آمده عاشق دختر پولدار شهرنشين مي شود و در همان حال نيز دخترك خواستگاري پول دار و البته حال بهم زن دارد! يكي دو نفر هم در فيلم در حال موش دواني وماهي گيري از آب گل آلود هستند...خلاصه بعد از مختصري كش و قوس و درگيري و روابط عاشقانه و غيره و غيره در آخر فيلم مثل هميشه جوانك فقير موفق مي شود با كنار زدن خواستگار پولدار و كثيف(!)دل دخترك زيبا رو و البته مايه دار را بدست آورده ودر نهايت هردو خوشحال و خندان با يكديگر وصلت نموده.....و فيلم تمام مي شود...اين بود خلاصه فيلمنامه يكي از پر فروشترين فيلم هاي سينماي ايران در سال هزار و سيصد و هشتاد وچهار!!!
"سينماي ايران رسمآ به فاك رفته است"...شايد بگويي در سرزميني كه كپي رايت عملآ تفاوت چنداني با خيار چمبر ندارد و همزمان باورود ماهواره و اينترنت و دي وي ديو... فيلم هاي روي پرده هاليوود را مي تواني از كلوب سر كوچه تهيه نمايي..و از طرفي با اين سالن هاي محقر و فرسوده و كثيف كه كسي رغبت ورود به سينمارا نمي كند...به انزوا رفتن سينماي ايران قابل توجيه باشد...ولي اين دلايل كافي نيست...سينماي ايران به سوي ابتذال پيش مي رود زيرا كه دولت، تهيه كنندگان و متوليان امور خواهان ابتذال آنند و يا حداقل با نوع عملكرد خوداسباب نابودي اين هنر نوپا را فراهم كرده اند... صاحبان صنعت سينماي ايران هر روز دايره نفوذ و راه يابي به سينما را تنگ تر و تنگ تر مي كنند جوانان با استعدادو دوستدار سينما كم نيستند كساني كه مي توانند با ايده هاي بكر و خلاقيت خود سينماي ايران را از اين رخوت و ابتذال رهايي بخشند ولي خب كسي نمي خواهد از آنها حمايت كند جوان ترين كارگردانان ايران كه مجال فيلمسازي مي يابند بالاي سي و چند سال سن دارند....سينماگران ايراني با تكرار همان فرمول قديمي " مثلث عشق" و بازسازي فيلم هاي فارسي چند دهه قبل و با نمايش گيتارو و كافي شاپ و چند ماشين مدل بالا و البته به انضمام چند جوان خوش برو رو (!)
سر و ته كار را به هم مي آورند و.....اين چنين است كه بايد ايمان بياوريم به اين جمله كه: سينماي ايران رسمآ به فاك رفته است!!!!
از سينماي ايران گفتيم چند كلمه هم از سينماگران موج سوار آن بگوييم از كساني كه همواره به فروش بيشتر فكر مي كنند، زماني با بودجه ارشاد و سپاه فيلم دفاع مقدس مي ساختند زماني كه جو سياسي غالب بود فيلم هاي دوم خردادي ساختند و...اكنون فيلم فارسي مي سازند....از كساني كه فيلم هاي متظاهرانه و مثلآ روشنفكري مي سازند و آنهايي كه براي خشنودي قشر محدودي از سينماگران اروپايي فيلم هاي بي مايه ي به اصطلاح جشنواره اي مي سازند....ديديم آنهايي كه تا ديروز خود را نماينده اجتماع و سينماي بدنه(!) ايران مي دانستند و در انتخابات ايران با گرفتن پول هاي بسيار كلان چه فيلم هاي تبليغاتي اي كه براي كانديداهاي نظامي و نه چندان خوش سابقه ساختند...و آري اين جماعت فقط و فقط به منافع شخصي خود فكر مي كنند و نه چيز ديگر! و مطمئنآ اگر امكان آن را مي يافتند براي درآمد بيشتر كارگردان فيلم هاي پورنوگرافي هم مي شدند!!!!....بيچاره دلسوزان و عاشقان سينماي ايران از استاد بيضايي و خسرو سينايي و فرمان آرا گرفته تا تمام كساني كه اين سينما و اين سرزمين را دوست دارند ولي مجالي براي بروز نظرات و استعداد هاي خود نمي يابند!
پ.ن: اين مقاله نيستاني در باره سينماي ايران را هم حتمآ بخوانيد!
