حتمن شما هم انبوه تحصيل كردگان را ديده ايد كه به كاري كاملن نا مربوط با رشته تحصيلي خود مشغول اند چه بسيار دانشجوياني كه عاشق فلسفه يا ادبيات هستند ولي مهندسي وياپزشكي مي خوانند چند سال پيش قبولي در رشته پزشكي به صورت اپيدميك در آمده بود و روياي "مطب شيك و شلوغ دكتر"از طرف خانواده هاي ايراني به جوانان تزريق مي شد پزشكي تبديل شد به مهندسي عمران، مهندسي كامپيوتر، مهندسي مكانيك و... اين چرخه معيوب ادامه پيدا كرد نتيجه را خودتان مي دانيد: انبوه پزشكان بي كار مهندسان بي دانش و دانشجوياني نگران از آينده شغلي.
از يك جوان متوسط الحال ايراني انتظار نداشته باشيد كه بي پروا رشته مورد علاقه خود را انتخاب كند آن هم در جامعه اي كه تامين حداقل هاي زندگي ماراتني سخت و نفس گير است
مهندسان پزشكان و تكنيسين ها،سربازان خرده بورژوازي ايراني اند و همواره سعي در تحميل ارزش هاي خود دارند بابك احمدي در سخنراني اخير خود درباره فلسفه و پزشكي به نكته جالبي اشاره كرد((اقتدار پزشكان در غرب خيلي كمتر از ايران است. شما در غرب با دكترتان رفيق هستيد شما با او بحث مي كنيد خيلي وقت ها گولش مي زنيد و مجبورش مي كنيد خيلي چيزها را بگوييد به دكترتان مي گوييد "تو" در ايران يك بهيار 20 ساله مي تواند به يك پيرمرد بگويد"تو" و اگر پيرمرد او را تو خطاب كند ناراحت مي شود.اخلاق پزشكي ايران چنان بر اساس اقتدار پزشكان استوار شده است كه حتا در داروخانه ها هم فروشنده دارو شما را "تو" خطاب مي كند.نوعي اقتدار در ايران بين پزشكان شكل گرفت كه آن ها تافته جدا بافته اي از كل جامعه شدند و كراواتشان را هم بعد از انقلاب حفظ كردند .پزشكان سازمان نظام پزشكي داشتند،در حالي كه سنديكاهاي بقيه جامعه و مخصوصن كارگران را نگذاشتند شكل بگيرد...))اخلاق پزشكان را مي توان به اخلاق خرده بورژوازي تعميم داد
پ.ن:آلبوم محشر راک ایرانی :"آدم معمولی" کاری از گروه کیوسک را اینجا دانلود کنید
