تبليغاتX
منطقه مرده

منطقه مرده

این زندگی ماست که آگاهی مان را تعیین می کند...

نشر گزارشی درباره هلالی, ستاره جنجالی عالم مداحی در سایت ابوذران بازتاب وسیعی داشت و سبب شد که من هم مقاله ای در این باره بنویسم که البته با مختصر سانسوری در سایت ابوذران منتشر شد (برای خوندن متن کامل و  مقاله من روی ادامه مطلب کلیک کنید)

یکی از خوانندگان مقاله  کامنت جالبی نوشته بود اول کامنت رو بخونید و بعد ترانه starfuckersرو که کاری است از گروه nine inch nails  با این توضیح که ترجمه ترانه کار خیلی مشکلیه پس اگه جایی اشتباه شده بود تذکر بدین...

 

((در اصل وقتي يك خري رو ديدي بايد سوارش بشي. اون آسانسوره كه بالا ميره.آدمي كه ستاره ميشه بايد لخت باشه تا كسي عكس لختشو دزدكي نتونه پخش كنه.ستاره ها فقط براي سرگرم كردن ما هستن.ضايع كردن ستاره ها از بزرگترين سرگرمي هاست ............ستاره ي واقعي كسيه كه به خاطر ضابع بودنش محبوب باشه.... در ضمن فقط ظاهر مهمه نه باطن.. وخيلي چيزاي ديگه ـمازوخ))

 

                                                       starfuckers

                                               by: nine inch nails

         my god sits in the back of the limousine
my god comes in a wrapper of cellophane
my god pouts on the cover of the magazine
my god's a shallow little bitch trying to make the scene

I have arrived and this time you should believe the hype
I listened to everyone now I know that everyone was right
I'll be there for you as long as it works for me
I play a game
it's called insincerity

starfuckers
starfuckers
starfuckers, inc.
starfuckers

I am every fucking thing and just a little more
I sold my soul but don't you dare call me a whore
and when I suck you off not a drop will go to waste
it's really not so bad you know once you get past the taste, yeah
(asskisser)

starfuckers
starfuckers
starfuckers, inc.
starfuckers

all our pain
how did you think we'd get by without you?
you're so vain
I bet you think this song is about you
don't you?
don't you?
don't you?
don't you?

now I belong I'm one of the chosen ones
now I belong I'm one of the beautiful  

 

معبود من عقب لیموزین نشسته...

معبود من با روکش سلفون میاد

معبود من لبش رو روی جلد مجله غنچه کرده....

معبود من سعی می کنه شکل یه جنده سطحی کوچولو بشه...

 

من وارد  می شدم  و زمانی بود که باید به مخدر ایمان می آوردی

من به همه گوش می دادم و حالا می فهمم که همه راست می گفتند

من برای شما آنجا خواهم بود تا زمانی که این برام کار کنه

من دارم بازی می کنم

اسم بازی اینه: ریاکاری

 

ستاره های کثافت

ستاره های کثافت

ستاره های کثافت,ملحق شده

ستاره های کثافت

 

من همه ی چیزهای لعنتی هستم و درست یه ذره بیشتر....

من روحم رو فروختم ولی تو جرئت نداری منو فاحشه بنامی

و وقتی تمام تو رو می مکیدم پیاله ای نبودی که حروم بشی

راستی خیلی هم بد نیست که بلدی دوباره به طعم سابق برسی،آره

 

ستاره های کثافت

ستاره های کثافت

ستاره های کثافت ,ملحق شده

ستاره های کثافت

 

تمام رنج ما

فکر می کنی ما چطور بدون تو پیش رفتیم

تو خیلی مغروری

شرط می بندم که فکر می کنی این ترانه درباره تو بود

نمی خوای؟

نمی خوای؟

نمی خوای؟

نمی خوای؟

 

 حالا من به جزء اولین انتخاب ها هستم

حالا من یکی از خوشگل ترین ها هستم

 

پ.ن: راستی می دونستین یکی از موارد اتهامی روزنامه شرق "دفاع از اندیشه های مارکسیستی" است؟!!

                                                               


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت   توسط حسام  | 

در تمنای توسعه هستیم به دنبال هر آنچه رنگ و بوی مصرف دارد ...ما را هم بازی دهید ما جهان سومی ها را ... هر آنچه "شما" بگویید انجام می دهیم ما را به بهشت مصرف جهانی راه دهید...

به بانک ها می رویم این معابد و مساجد مدرن را می گویم و بر درگاه آن به سجده می افتیم...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

"مصرف میکنم پس هستم" به دنیای کاغذ پاره ها خوش آمدید دنیایی که جوانانش برای کاغذ پاره ای به نام مدرک جان می دهند جز به کاغذ پاره ای که پول می نامندش خدایی ندارند و قهرمانان آن ها بازیگران    و هنرمندان تلویزیونی هستند که تصویرشان بر کاغذ پاره ای روی کج دیوار اتاقی نقش بسته است  اخبار کاغذ پاره ها(روزنامه و مجلات ) را دنبال می کنند و آهنگ های شیش و هشت و تکنو موسیقی متن زندگی مبتذل آن هاست...

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت   توسط حسام  |