تبليغاتX
منطقه مرده

منطقه مرده

این زندگی ماست که آگاهی مان را تعیین می کند...

 

 اگر در رمان 1984 وزارت صلح همان وزارت جنگ بود و وزارت عشق ایجاد نفرت می کرد طرح اخیر افزایش "امنیت" اجتماعی هم همان مفاهیم وارونه رمان جرج ارول را می‌رساند؛ یکی از اهدافی که این روزها در بوق می‌شود طرح ضربتی جمع آوری و درمان معتادان است که لابد نیاز به پلیسی کردن جامعه دارد، با این حال کسانی که در این زمینه دستی بر آتش دارند (و برخلاف بسیاری از شهروندان که دنیا را تنها از دریچه رسانه‌های جمعی می بیند و با "جماعت معتاد" از طریق کلیشه‌های تلویزیونی آشنا هستند) به طور ملموس با جوانانی که از این بیماری رنج می‌برند برخورد داشته‌اند، می‌دانند این قبیل اقدامات حتی اگر با نیتی خیر انجام شود تلاش‌های مذبوحانه‌ای بیش نیست. درمان معتاد یک فرآیند طولانی است که بیش از هر چیز به اراده فرد معتاد بستگی دارد. بسیار مشاهده شده است معتادینی که توانسته‌اند ماه ها از شر اعتیاد خلاصی یابند ولی به علت یک تنش عاطفی و یا نبودن آینده شغلی و وضعیت هولناک معیشتی و ده‌ها علت اجتماعی دیگر دوباره آلوده شده اند.
گویا معتادان دستگیر شده به مراکز درمانی فرستاده می شوند: (مرکز درمان و باز پروری شفق به صورت یک محیط مختلط نظامی و درمانی اداره می شود)(1) و در نتیجه مسئولین امیدوارند با محبوس کردن اجباری معتادان در محیطی درمانی-نظامی این معضل از ریشه کنده شده و همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود، ولی واقعیت به ما دهن کجی می کند: اعتیاد دو جنبه دارد یکی جسمی و دیگری روحی؛ باکمک روش‌های پزشکی شاید بتوان در مدت کوتاهی بدن فرد معتاد را سم زدایی کرد ولی برای درمان روحی معتاد علاوه بر مشاوره مستمر  که می‌بایست با تمایل خود شخص انجام شود نیاز به برنامه‌ریزی‌ای وسیع داریم. هم اکنون کمپ‌ها و کلینیک‌های بی‌شماری در سطح کشور فعال‌اند که تا پیش از این معتادان"داوطلبانه" به آن مراجعه می کردند ولی متاسفانه تا آنجا که ما مشاهده کردیم معمولآ درصد بسیار کمی موفق به ترک می شوند. در نهایت اینکه روش‌های مکانیکی و خشونت بار اگر نتیجه معکوس ندهد مطمئنآ باعث رهایی فرد معتاد نمی‌شوند و نمی‌توان این قبیل اقدامات پلیسی را طرح "نجات ملی" نامید.
با وجود بودجه‌های کلان و صدها کارشناسی که دولت برای ریشه‌یابی این معضل اجیر کرده است همچنان شاهد فرافکنی‌ها و آدرس‌دهی‌های غلط و تعویض جای علت و معلول هستیم.نگاه کوتاهی بیندازیم به گزارش تحلیلی و با مزه ی خبرگزاری رسمی فارس (2):
خبرگزاری فارس می‌نویسد: «وقتى نوجوانان به مصرف مواد مخدر روى مى‌آورند پس از مدتى دچار افسردگى شده و خودشان را از ديگران جدا مى‌كنند، همين رفتار باعث مى‌شود كه محيط مدرسه كم‌كم برایشان خسته کننده شده و در نهایت از درس و تحصیل ترد می‌شوند» علاوه بر غلط نوشته شدن کلمه "طرد" جای علت و معلول نیز عوض شده است؛ در واقع وضعیت خسته کننده مدارس سبب می‌شود که دانش آموزان در معرض آسیب‌های روحی قرار بگیرند...و یا نگاه کنید به این جمله مضحک:
«پول توجيبى زياد در سيگارى شدن نوجوانان تاثير بسيار زيادى دارد» (3) و یا فرافکنی‌ها و توهم توطئه را ببینید: «خواسته يا ناخواسته در سال‌هاي بعد از انقلاب و بعد از جنگ تحميلي به دلايل استقلال كشور عزيزمان، موقعيت خاص جغرافيائي و شاهراه بين بازار‌هاي بزرگ جهاني و دشمنان زياد و كوردلاني از احزاب سياسي داخلي، بسيارى از نوجوانان و جوانان ايرانى درگير مسئله‌اى به نام اعتياد شده‌اند...» (4)
حقیقت اینکه تحدید آزادی‌های فردی، آپارتاید جنسی، بیکاری و مشکلات اقتصادی بی‌شمار طبقه کارگر علل اصلی گرایش جوانان به مواد مخدر می باشد... و اما چه باید کرد؟ زنده یاد "به آذین" چه زیبا گفته است:
«نسل امروز فقط يک بغل شادي مي‌خواهد و يک مشت آزادي؛ و اين دو حق را هم خودشان بايد بگيرند و به دست بياورند، کسي به آن‌ها چنين کمکي نخواهد کرد...»

*****
 پانوشت
1- 
روزنامه شرق- یکشنبه 13 خرداد 86  
2- 
خبرگزاری فارس- 28 اردیبهشت 86
3و4 - همان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت   توسط حسام  | 

 

 

مرتضا مردیها:

دانشگاه های ما، پس از رخوتی چند، دوباره عرصه ی تاخت و تاز چپ ارتدوکس (به روایت لنین و استالین و حزب توده) شده است که بی هیچ شرمگینی، در حالی که خود هنوز از فشار خشونت نیمه جان است، علیه لیبرالیسم شعار می دهد و اساتید لیبرال را تهدید می کند. این اژدهایی که یک چند بی جانش می پنداشتیم و گمان می بردیم که نعش باشکوه آن به درد نمایش می خورد، ظاهرن در برف فراق در خواب زمستانی بوده و اینک که آفتاب بر آن تابیده، بر خویش جنبیدن گرفته است. به باور من نهال گفتار ایدئولوژیک و خشونت که نتیجه ی ناگزیر آن است، در ایران به دست چپ غرس شد.

مهدی کروبی:

 «بايد بپذيريم كه اين كار را دانشجويان مسلمان نكرده‌‏اند، زيرا معنا ندارد كسي چنين كاري بكند آن‌‏گاه اسم خود را هم بر روي آن بزند. همه ما مي‌‏دانيم هيچ بچه مسلماني حاضر نيست چنين كاري بكند. ممكن است يك ماركسيست و يك نفوذي اين كار را كرده باشد. ما هم هر جا كه بتوانيم، نظرات دانشجويان را منعكس و از آنها دفاع مي‌‏كنيم.»

  ابراهیم نبوی:

...این موج توسط چپ اپوزیسیون خارج از کشور تقویت شد و حتی با حمایت های پنهان و پیدای دولت باعث شد تا انجمن دانشجویان رسما سوسیالیست و کمونیست در ایران بدون هیچ دلیل تاریخی شکل بگیرد.

عباس عبدی:

اگر وارد بحث هویت دینی بشوید، با مشکلات بیشتری برخورد خواهید کرد. همچنان که اکنون در دانشگاه ها نیز نه با مارکسیست ها که با انجمن های اسلامی برخورد می شود.»

قطعآ ادامه دارد.....

بعد از تحریر:

سازمان سنجش کارنامه کنکور ارشد یکی از دوستان ما را تصحیح نکرد....! تنها به جرم سیاسی بودن! این دوست ما که هیچ پرونده انضباطی ای ندارد تنها به جرم عضویت در انجمن اسلامی و مدیریت یک نشریه دانشجویی از ادامه تحصیل محروم شده و به علت آنکه فعلآ سرباز است نمی توانم هویت اش را افشا سازم؛ تنها امیدوارم همان طور که خودش می گفت بتواند با پیگیری های شخصی مشکلش را حل نماید...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت   توسط حسام  |