سکوت و فریاد پایان ترانه ی من است
نئولیبرالیسم در شیلی: به بهانه ی سی و پنجمین سالگرد کودتا در شیلی
((پینوشه برای همیشه در ذهن من باقی خواهد ماند. من وی را به اندازه فرزندانم دوست دارم او ما را از شر کمونیست ها نجات داد امروز روز بسیار تلخی برای ما بود))
این جملات را یکی از طرفدان دو آتشه پینوشه بر زبان آورده؛ پینوشه همین یکی دو سال پیش مرد و خیابان های شیلی برای چند ساعت صحنه درگیری چپ ها و طرفداران دیکتاتور بود ولی دیگر چه کسی اهمیت می دهد؟
شب روی شیلی پینوشه 17 سال حکومت کرد. کميسيون حقيقت ياب در شيلی رقم کسانی را که توسط حکومت پينوشه به قتل رسيدند 3197 و تعداد زندانيان و شکنجه شدگان را 250000 نفر اعلام کرد. اين ارقام برای يک کشور کوچک 11 ميليونی آن هم با شرايط شيلی واقعا خيلی زياد است البته پینوشه خود را یک کاتولیک مومن می دانست و پاپ ژان پل دوم را برای امضای آشتی نامه بین شیلی و پرو دعوت می کرد او همیشه کشتار گسترده خود را با نام "دفاع از میهن مقدس" توجیه می نمود.
شیلی یک از نخستین کشورهایی است که سیاست های نئولیبرالیستی در آن به اجرا گذاشته شده و هوادران نئولیبرالیسم از این کشور به عنوان الگویی مناسب و کارآمد نام می برند. اشاره آن ها به ساخته شدن بزرگ راه ها بازگشت سرمایه داران به کشور و امکان سرمایه گذاری خارجی و غلبه بر بحران های اقتصادی در زمان دولت پینوشه است. دیوید هاروی اندیشمند چپگرا می گوید:در پی به قدرت رسیدن پینوشه یک وقفه ی دو ساله در شیلی برای انتخاب برنامه اقتصادی به وجود آمد زیرا مسئله این بود که چه نوع برنامه اقتصادی ای می تواند اقتصاد را احیا کند؟ آنچه در شیلی انجام دادند ارمغان بچه های شیکاگو(مکتب اقتصادی شیکاگو) بود که می گفتند:((همه چیز را خصوصی کنید کشور را به روی سرمایه گذران خارجی و تجارت خارجی باز کنید،هیچ مانعی در برابر بازگشت سود مالکیت خصوصی به کشور مبدا نگذارید،الگوی رشد مبتنی بر صادرات داشته باشید)) هاروی ادامه می دهد: البته آن ها نمی بایست نیروی کار را منضبط سازند چرا که تمامی رهبران کارگری کشته شده بودند،همه ی اتحادیه های کارگری کارگری منحل شده بودند؛همه درمانگاه های بهداشتی که دگر اندیشان رادیکال در آن شورش راه می انداختند منحل شده بود.
خانم نائومی کلاين، نظريه پرداز چپ کانادايی در رد این نظر که شیلی یک نمونه ی موفق پیشرفت در زیر سایه نئولیبرالیسم بوده می گوید:(( پس از پايان حکومت پينوشه 45 درصد مردم زير خط فقر زندگی می کردند و نرخ رشد درآمد پولداران 83 درصد بود.امروزه شيلی بر طبق آمار سازمان ملل متحد از 123 کشوری که مورد مطالعه قرا گرفته شدهاند جای 116 را از حيث تقسيم عادلانهی درآمدها دارد.اما هواداران فريدمان هنوز در دولت ها، در نهادهای بينالمللی پولی و رسانهها جا خوش کرده اند و ادعا می کنند شيلی يک نمونهموفق است.))
بنا به نظر میلتون فریدمان نظریه پرداز نئولیبرال در کتاب "سرمایه داری و آزادی" چون جوهر دمکراسی سود ورزی است پس هر دولتی که سیاست های ضد بازار را تعقیب نماید ضد دمکراتیک است و حمایتی که مردم آگاه از آن ها می کنند هیچ اهمیتی ندارند و بر طبق این نظریه وظیفه ی اصلی دولت پاسداری از مالکیت خصوصی است و بررسی موضوعات واقعی مربوط به تولید و توزیع و سازمان اجتماعی را باید بر عهده ی نیروهای بازار گذاشت.
در واقع با چنین تعبیری از دمکراسی،نئولیبرال هایی چون فریمان هیچ تردیدی در مورد سرنگونی نظامی دولت آلنده که توسط رای مردم انتخاب شده بود نداشتند زیرا آلنده خود را مارکسیست-لنینیست می نامید و در کار سلطه بر جامعه ی شیلی دخالت کرده بود او راه را برای نفوذ سوداگران و شرکت های امریکایی بسته بود.با این تفسیر دولت آلنده ماهیتا غیر دمکراتیک و سرنگونی آن به هر شیوه ای مشروع جلوه می کرد.
رشد بالای اقتصادی یکی دیگر از دلایل هواداری از شیوه اقتصادی دولت پینوشه است این در حالی است که اگر چه متوسط رشد شیلی در طول سال های 1974-89 چیزی در حدود 2.6 درصد بوده ولی این متوسط رشد بین سال های 1961-71 در حدود 4.6 درصد بوده که در واقع این یک پسروی در دولت پینوشه به شمار می رود و میزان رشد اقتصادی شیلی در دهه ی 80 از میزان رشد آن در دهه های 70 و 60 کمتر بوده است. همچنین با پیروزی کودتا و کنار رفتن دولت سوسیالیستی آلنده هزینه سرانه ی بهداشتی از 29 دلار در سال 1973 به 11 دلار در سال 1988 کاهش یافت و در نتیجه میزان بیماری های تیفوئید و هپاتیت ویروسی(بیماری هایی که ناشی از فقر و بهداشت ناکافی است) به طور انفجار آمیزی افزایش یافت.(1)
اما سیاست اقتصادی ای که در نخستین سال های دولت پینوشه انجام شد سیاست "شوک درمانی" نام دارد،ميلتون فريدمان ،پدرفکری نئوليبراليسم پس از پيروزی کودتای نظامی 1973 در شيلی به پينوشه نوشته بود او بايد شيلی را "شوک درمانی" کند. خانم نائومی کلاين در کتاب " استرانژی شوک" شرح می دهد که شوک درمانی يعنی استفاده از تجربهی ضربات روحی جمعی برای جا انداختن دگرگونیهای ريشهای برتافته از الگوهای نئوليبرال.اين تجربهها می تواند ناشی از جنگ، يک بحران سياسی و يا يک فاجعهی طبيعی باشد.الگوی آن هميشه به يکسان است:يکضرب مالکيت عمومی را به حراج می گذارند وبيمههای اجتماعی را نابود می کنند.پيامد آن تقسيم ثروت از پائين به بالا است.
در گزارش گردهمایی سازمان های بین المللی غیر دولتی در رابطه با شیلی می خوانیم :در سال 1975 و مجددا در سال 1982 شوک درمانی به اجرا درآمد،به دلیل بحران های اقتصادی در سال 82 شیلی مجبور شد که به کمک های مالی صندوق بین المللی پول متوسل شود یکی از شرایط کمک صندوق بین المللی پول "کنترل مزد" و دیگری انتقال هزینه ها از خدمات اجتماعی به پروژه های زیر ساختی برای صادرات بود که سبب خصوصی شدن آموزش و پرورش و بهداشت و پایین آمدن کیفیت زندگی فقرا گردید.
بدهی های خارجی شیلی در سال 1987 از مرز 21 میلیارد دلار گذشت، دولت با ارائه ی سیاست هایی موفق شد که این میزان را تا میزان قابل توجهی کاهش دهد یکی از این راهکارها دادن امکانات فراوان به شرکت های خارجی در بخش زمین و معادن شیلی بود.
دولت شیلی که با کمک سازمان سیا بر سر کار آمده بود در سال 1991 با بخشودگی بدهی های خود مواجه شد دلیل این بخشندگی هم اینگونه اعلام شد که شیلی تنها کشوری است که" به زعامت صندوق بین المللی پول،بانک جهانی و بانک توسعه ی جهانی به برنامه بازسازی اقتصادی" دست زده است. با این حال گزارش سازمان های بین المللی غیر دولتی در پایان خاطر نشان می کند ضربه هایی که پس از دو دهه اجرای برنامه های تعدیل اقتصادی با نظارت سازمان پول بر پیکر شیلی وارد آمده هزینه هایی سنگین و جبران ناپذیر بر روی مردم شیلی و محیط زیست بر جای گذاشته است.
11 سپتامبر امسال سی و پنجمین سالگرد کودتا است هر چند که دیگر جهانیان 11 سپتامبر را تنها با بن لادن و برج های دو قلو می شناسند ولی جهان شیشه ای رسانه ها ربطی به واقعیت ما حاشیه نشین های تاریخ ندارد...
((چقدر سخت است آواز خواندن
وقتي بايد از وحشت بخواني
وحشتي كه در آن زندگي مي كنم
وحشتي كه در آن مي ميرم
تا خود را در ميان لحظات بي پايان بنگرم
كه در آن سكوت و فرياد
پايان ترانه من است...))
قسمت هایی از ترانه "استادیوم شیلی" آخرین سروده ی ویکتور خارا.
*****
(1) آمار از مقاله ی:افسانه و واقعیات: بازار آزاد در امریکای لاتین-جیمز پتراس و استیو ویوکس-ترجمه ی دکتر احمد سیف