<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>منطقه مرده</title>
<link>http://hesam118.blogfa.com/</link>
<description>این زندگی ماست که آگاهی مان را تعیین می کند...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 31 Aug 2009 14:54:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ترانه ی منطقی</title>
<link>http://hesam118.blogfa.com/post-162.aspx</link>
<description>&lt;U&gt;ترانه ی منطقی&lt;/U&gt; از سوپرترمپ: 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://emruz.persiangig.com/document/SUPERTRAMP.HESAM.pdf&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=4&gt;برای دریافت فایل pdf آن کلیک کنید&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=231 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.supertramp.ws/supertramp1979.jpg&quot; width=322 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی من جوون بودم،زندگی خیلی فوق العاده به نظر می اومد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یه معجزه،اوه زیبا بود،جادویی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و تمام پرندگان روی درخت ها نغمه های شادمانه سر می دادند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اوه سرشار از خوشی،اوه شوخی های منو نگاه کن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما بعد اونا منو به یه جای دور فرستادن تا یادبگیرم که معقول بشم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منطقی بشم،مسئولیت پذیر،به درد بخور&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سپس اونا به من دنیایی رو نشون دادن که می تونستم توش قابل اعتماد بشم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بی حس بشم،روشنفکر،غرغرو.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدت زمانی است که تمام دنیا به خواب رفته است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سوالات عمیقی جاری می شود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای چنین انسان ساده ای&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمی خواهی لطفا! لطفا به من بگو که چه چیز را باید بیاموزیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می دانم که  این حرف مسخره ای است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولی لطفا بگو من چه کسی هستم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من گفتم حالا نگاه کن چیزی که می گی باعث میشه که تو رو رادیکال بدونند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک آزادی خواه،اوه بنیادگرا،جنایتکار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لازم نیست نامت را ثبت کنی،ما تو را حس خواهیم کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پسندیده باش،آبرومند،اوه موقر، یه کلم پخته!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اوه بگیرش،بگیرش،آره!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما یک شب،زمانی که تمام دنیا به خواب رفته بود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سوالات عمیقی جاری شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای چنین انسان ساده ای&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمی خواهی لطفا! لطفا به من بگو که چه چیز را باید بیاموزیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می دانم که  این حرف مسخره ای است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولی لطفا بگو من چه کسی هستم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه کسی هستم؟(*3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه کسی می داند که کی خیلی منطقی است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 31 Aug 2009 14:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesam118&amp;postid=162</comments>
<dc:creator>hesam118</dc:creator>
<guid>http://hesam118.blogfa.com/post-162.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تکلیف خود را مشخص کنید!</title>
<link>http://hesam118.blogfa.com/post-161.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;(کمونیسم یک دکترین نیست بلکه یک جنبش است. این جنبش از اصول شروع نمی شود بلکه از واقعیات آغاز می شود)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مارکس و انگلس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;( استبداد آلمانی دشمنی بسیار خطرناک تر از بورژوازی است چرا که میان ما و بورژوازی قرار گرفته است و مانع از درگیر شدن ما با بورژوازی است.از این رو ما به هیچ رو خود را از جنبش توده ای اپوزیسیون بر ضد حکومت مستبد آلمان جدا نمی کنیم بلکه ما پیشرفته ترین بخش این جنبش هستیم)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فردریش انگلس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نوام چامسکی در انتخابات اخیر امریکا گفت  به باراک اوباما رای خواهد داد ولی بدون هیچ توهمی! آیا می توان این حرف چامسکی را با وضعیت کنونی ما قیاس کرد؟ بگذارید از منظری دیگر و فارغ از استدلالات ژورنالیستی و بند تنبانی اصلاح طلبان به قضیه انتخابات نگاه کنیم.ابتدا باید هویت خودمان را مشخص کنیم؛ ما کجای  این جریان ایستاده ایم؟ مثال &quot;چرخ دستی&quot; واقعآ مثال خوبی است  اگر حاکمیت را در حال راندن چرخ دستی ای که جامعه درون آن قرار دار ود فرض کنیم ما نیز به ناچار هر جا که این چرخ دستی برود می رویم؛  در این صورت آن کدامین کنش است که به تغییر وضع موجود می انجامد؟ دیدیم رفقایی را که فرمان &quot; به پیش&quot; می دادند به خاطر خفقانی که در دوره احمدی نژاد ایجاد شد مجبور به اجرای فرمان &quot;به پیچ&quot; شدند و این روزها در ترکیه و دیگر کشورهای اروپایی آواره اند و یا وثیقه های سنگین کمرشان را شکسته است و به مانند قهرمان داستان &quot;در پیشگاه قانون&quot; کافکا در انتظار حکم خود هستند و یا از آن رقت انگیز تر به جبران سال هایی که به علت فعالیت خود از حقوق اجتماعی محروم شده اند دیگر به سیاست فکر نمی کنند و در روزمرگی غرق شده اند ، از آن طرف هم توده های خاموش را داریم که دروضعیت سیاست زدایی شده ی کنونی پیاده نظام های فاشیسم موجوداند؛ دلبستگی و تعصب توده ها به مثلث شوم مذهب،سنت و قومیت و به عبارت بهتر پدر شاهی نهادینه شده ی جامعه ایران باید سبب  این شود که تصور &quot;دولت بد-مردم خوب&quot; را کنار بگذاریم. اگر فاشیسم مسئله ی امروز ماست بدانید که جبهه ی ضد فاشیسم یک جبهه ی ضد مردمی است! در مقابل ما  اکثریت توده هایی قرار دارند که با مذهب قومیت جنسیت و ... همدیگر را درجه بندی می کنند اکثریتی که همراه با دولت، مجردها معتادین  بهایی ها و اقلیت های جنسی، مهاجرین افغان، کارگران حاشیه ای و ... را خارج از دایره ی شهروندی و انسانیت تعریف می کنند! در این میان تنها کنشگران اجتماعی، فعالین حقوق انسانی، فعالین حقوق زنان کودکان و کارگران؛روشنفکران مستقل، فعالین دانشجویی و... را داریم  این ها در مثال چرخ دستی  ای که زدیم نه در درون چرخ دستی  و نه  در خارج آن بلکه یک پا در ساختار و پای دیگر در خارج آن دارند و تنها این وضعیت است در شرایط کنونی که می تواند تغییر ایجاد کند در واقع مجموعه ی نحیفی داریم از مبارزان اجتماعی (خواستم بگویم جامعه مدنی ...ولی جامعه مدنی تعریف گل و گشاد تری دارد) که این مجموعه روز به روز بیشتر تحلیل می رود و باید به هر طریقی که شده از این روند جلوگیری کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اما باید به این سوال پاسخ دهیم که آیا ساختار موجود اصلاح پذیر است؟آن گونه که عده ای فانوس به دست در پی کشف استعدادهای دمکراتیک جمهوری اسلامی سر از سردابه های های امثال کروبی درآورده اند؟ با آن تعبیری که دوستان از اصلاحات دارند خیر! دستگاه اصلاح پذیر نیست! ولی اگر اصلاحات را بهبودی ساختار بدانیم  دامنه تغییر محدود می شود به بهینه شدن و کارآمدتر شدن نظام، در واقع پروژه مدرنیزاسیون اسلامی بهتر پیش می رود کمی رونق اقصادی ایجاد می شود تنش بین المللی کم می شود و این است کعبه آمال اصلاح طلبان حکومتی درکل! این دامنه محدود قرار است چه بردی را برای ما ایجاد کند؟ دو رویکرد جداگانه ی موجود در نظام، پاسخ ما را خواهد داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قوانین حاکم بر فرآیند انباشت سرمایه، جمهوری اسلامی را ناچار کرده برای حفظ موقعیت سیاسی  خود الگوهای نهادهای بین المللی پول را  مو به مو اجرا سازد در واقع همه می دانیم که بعد از انتخابات دیگر خبری از سوبسید بنزین نیست... قیمت ها باید طبق الگوی نئولیبرالیستی آزاد شوند حرکت آزاد سرمایه داری باید ایجاد شود و غیره و غیره در این میان دو رویکرد از طرف دو جناح حاکمیت وجود دارد،جناح بنیادگرای حاکم یا جناح سپاه(احمدی نژاد) معتقد است که باید خود را به سیستم اقتصاد جهانی تحمیل کند آن هایی که دستی در صنعت دارند می دانند که این روزها همه چیز به &quot;بچه های سپاه&quot;  ختم می شود و در عوض بورژازی اینها شده اند نماینده و پیمانکار پروژه های عظیم اقتصادی؛ درآمد وحشتناک نفت که ده ها میلیارد دلار را به جیب دولت ریخت سبب شد که دولت بتواند دو بحران منطقه ای(جنگ حماس واسرائیل-جنگ حزب الله-اسرائیل) را به خوبی هدایت کند و خود را به عنوان یک قدرت منطقه ای به همگان بشناساند در داخل هم به ماهیت ایدئولوژیک این بخش از نظام باعث شد که آزادی های اجتماعی به شدت کاسته شده و آزادی های سیاسی نابود شود و از طرفی هم برنامه های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول مو به مو اجرا گردد....بخش دیگر یا همان بخش میانه روی دستگاه معتقد است که بایستی با سیستم اقتصاد جهانی تعامل کرد دیدگاه های این بخش در رابطه با  آزادی های سیاسی  تفاوت چندانی با جناح سپاه ندارد اینها هم معتقد اند که سیاست های نئولیبرالیستی باید مو به مو اجرا شود با این حال آن عصبیت ایدئولوژیک بچه های سپاه را ندارند،با تغییر فضای سیاسی-اقتصادی دنیا  یعنی روی کار آمدن اوباما و تمایل امریکا برای گفتگو با ایران،بحران ادواری سرمایه داری که برای کاهش تبعات آن بر آن جمهوری اسلامی مجبور است مشارکت با  کشورهای بزرگ اقتصادی جهان را بپذیرد کاهش شدید قیمت نفت و خالی شدن صندوق ذخیره ارزی و افزایش تورم و بیکاری ای که ناکارآمد بودن دولت احمدی نژاد سبب آن شده است،پیرزوی جناح میانه رو و از نظر من به طور مشخص  پیروزی مرد بحران های اقتصادی دهه شصت (که حمایت هاشمی و ناطق نوری را هم پشت سر خود دارد) سبب می شود که حاکمیت برای پیشبرد پروژه ی مدرنیزاسیون اسلامی سیاست تعامل با جهان غرب را در پیش گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; می دانیم که مدرنیزاسون اسلامی از عقلانیت مدرن تنها عقلانیت ابزاری را می شناسد در واقع مدرنیزاسیونی است بدون مدنیت مدرن؛ با این حال پیامد ناخواسته ی پیروزی میانه رو ها، شکست ایدئولوژیک جناح سپاه و مسکوت ماندن ماجراجویی های آن ها در عرصه ی بین المللی و افزایش نسبی آزادی های اجتماعی است...در روزگاری که به قول بنیامین &quot;بسیار امید هست ولی نه برای ما&quot; اجازه دهید که دلخوش باشیم به روی کارآمدن میانه روها  و شاید پیامد ناخواسته ی روی کار آمدن آن ها گشایش فضای اندکی باشد برای فعالان اجتماعی....همان طور که لنین در انتخابات 1906 شرکت کرد و آن را تاکتیکی در راه پیروزی دانست بیایید  از چشم اندازی دیگر به افق های پیش رو بنگریم....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 19 May 2009 21:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesam118&amp;postid=161</comments>
<dc:creator>hesam118</dc:creator>
<guid>http://hesam118.blogfa.com/post-161.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چند پیشنهاد</title>
<link>http://hesam118.blogfa.com/post-160.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;1_اگر نمی نویسم به این علت نیست که حرفی برای گفتن ندارم؛ به هزار و یک دلیل دیگر است ...زمانی فکر می کردم این جمله (شاملو؟) که سکوت بالاترین فریاد هاست حرف چرند و مسخره ای است امروز به این نتیجه رسیدم که باید به دوره تاریخی ای که این جمله گفته شده توجه کرد...!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2_چند پیشنهاد دارم برای این  روزها که خب عصر ملال انگیز ساسی مانکن ها و احمدی مقدم ها و محمد مک کارتی ها(محمد قوچانی) و  اخراجی های 2 و شوی انتخاباتی است و ابتذال روزمرگی بیشتر توی ذوق می زند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3_اگر به ماهواره دسترسی دارید شنبه شب های می توانید از طریق کانال پیام افغان به فرکانس 10971 -s/r 27500 و 3.4 H هاتبرد پای صحبت های دکتر محیط در رابطه با اقتصاد سیاسی و اوضاع کنونی جهان ما و همچنین نگاه درست و امروزی به متون کلاسیک چپ و ...بنشیینید یکشنبه ها صبح هم می توانید تکرار این برنامه را ببینید اگر به اینترنت پرسرعت دسترسی دارید از طریق این سایت می توانید این برنامه را دانلود کنید:http://www.mohit.golshan.com/،خبر خوب دیگر اینکه جلد سوم کتاب&quot; زندگی مارکس و دیدگاه های او&quot; نوشته دکتر محیط آماده شده و به زودی در بازار نشر قرار خواهد گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4_اگر دلتان برای نشریات چپ دانشجویی تنگ شده است  مطالب دو نشریه  گلوگاه و سوسیالیست را می توانید از طریق این سایت دنبال کنید:  www.galougahmag.blogspot.com/ &lt;A href=&quot;http://www.socialistmag.blogfa.com/&quot;&gt;www.socialistmag.blogfa.com&lt;/A&gt; خواندن مقاله طولانی &quot;سوسیالیت ها چه می گویند&quot; برای کسانی که نگاه جدی به حوزه ی سیاست از منظر طبقه کارگر دارند واجب است!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5_اگر با بازار زیر زمینی پخش فیلم آشنایی دارید فیلم های آرنوفسکی، گاس ون سنت؛پازولینی، برتولوچی و دیگر بزرگان را از دست ندهید!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6_این هم دو وبلاگ خیلی خوب که به تازگی متولد شده اند...حتما مطالب آن ها را دنبال کنید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;A href=&quot;http://suburb.blogfa.com/&quot;&gt;http://suburb.blogfa.com/&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://gosast1.blogspot.com/&quot;&gt;http://gosast1.blogspot.com/&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 08 May 2009 09:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesam118&amp;postid=160</comments>
<dc:creator>hesam118</dc:creator>
<guid>http://hesam118.blogfa.com/post-160.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما می میریم</title>
<link>http://hesam118.blogfa.com/post-159.aspx</link>
<description>ما می میریم تا شاعران بیمار شعر بگویند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما می میریم بازی قشنگی است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی مادر پوتین افسر جوان را لیس می زند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و روزنامه ها هی عکس پدر را می نویسند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کنار آدم های مهم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر شب هزار بار عروس می شود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و خواهرم هزار بار جیغ می زند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هزار بار بازی قشنگی است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کارگران ساعت یازده احساساتی می شوند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فردا همه به خیابان می&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ریز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ریز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می کنند پارچه های رنگی را&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آواز می خوانند می رقصند و البته شعار می دهند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما می میریم تا عکاس تایمز جایزه بگیرد !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شعری از الیاس علوی شاعر افغانی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Mar 2009 19:18:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesam118&amp;postid=159</comments>
<dc:creator>hesam118</dc:creator>
<guid>http://hesam118.blogfa.com/post-159.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چند تز کوتاه در مورد سازمان های خیریه</title>
<link>http://hesam118.blogfa.com/post-158.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://koodakekar.blogspot.com/2009/02/blog-post_169.html&quot;&gt;چند تز کوتاه در مورد سازمان های خیریه&lt;/A&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منبع: &lt;A href=&quot;http://koodakekar.blogspot.com/&quot;&gt;http://koodakekar.blogspot.com/&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیش درآمد:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در چند پست آتی در مورد سازمان های خیریه خواهم نوشت. این دست نوشته ها اغلب مربوط به دوره ی زمانی شش ماهه ی اخیرند. عنوان کلی این پستها این چنین خواهد بود:&lt;BR&gt;چند تز کوتاه در مورد سازمان های خیریه.&lt;BR&gt;تمامی این تزها با این جمله ی مارکس در جلد اول کاپیتال آغاز می شود:&lt;BR&gt;راه جهنم با حسن نیت فرش شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تز اول:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; خیریه بودن بیش از آن که به فرم مربوط باشد از ویژگی های محتوا است. سازمان خیریه را از محتوای جهت گیریهایش باید شناخت.&lt;BR&gt;پیشرفت تکنیک و فرم عمل اجتماعی، می تواند محتوای جهت گیری خیریه ای را بپوشاند. خیریه در تضاد با فرم های مدرن نیست. سازمان خیریه با مدرن ترین شیوه ها به خدمت ارتجاعی ترین اهداف در می آید. طالبان با شمشیر نمی جنگند. پس خیریه شکل و فرمهای گوناگونی دارد. دولتی و غیر دولتی. با وابستگی آشکار به دستگاه های ایدئولوژیک دولت یا دارای رابطه ای پیچیده و درهم تنیده. با حوزه ی عمل محلی، منطقه ای و یا جهانی. مذهبی یا سکولار. اما محتوای خیریه که در تمامیِ این اشکال گونه گون مشترک است چیست؟ محتوای خیریه، یاری رساندن به بازتولید کوتاه یا دراز مدت نظم اجتماعی، سیاسی و بالاتر از همه اقتصادیِ جامعه و به چالش نکشیدنِ بنیادهای وضع موجود است.&lt;BR&gt;برای شناخت محتوای جهت گیری های یک سازمان فعال در جامعه مدنی، باید به ماتریالیسم تاریخی مسلح بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تز دوم:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; خیریه بودن یعنی کور بودن یا چشم بند داشتن؛ زیرا سازمان های خیریه همیشه تظاهر به فراروی از تضادهای جامعه می نمایند.&lt;BR&gt;سازمان خیریه آگاهانه یا غیر آگاهانه وجود تضاد طبقاتی در جامعه را منکر می شود. کنش خیریه ای در جایی بی ارتباط با ماهیتِ اصلی مسأله عمل می نماید. خیریه بودن یعنی شنا کردن در آسمان ها و بر فراز آب! سازمان خیریه با انکار ناآگاهانه ی تضاد طبقاتی در جامعه، بخش مؤثری از دستگاه ایدئولوژیکِ دولت سرمایه داری است که در جهت نمایش واژگونه و کژدیسه ای از واقعیت عینیِ جامعه عمل نموده و با انکار آگاهانه ی آن در بهترین حالت بیانگر ایدئولوژی کوته بینانه ی خرده بورژوازی است.&lt;BR&gt;امیدِ خیریه، شکوفاییِ درختی است که ریشه در حماقت دارد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تز سوم:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; نگاه خیریه به مسائل جامعه، دنباله ی روبنایِ فئودالیسم است؛ یعنی لطفِ نخبگانِ پدرسالار به توده های ناآگاه.&lt;BR&gt;اربابِ فئودال، چون الهه ی یانوس (خدای رومیِ درها و دروازه ها) دو سر داشت. از سویی ارزش اضافه را می گرفت و ایلغار می کرد و از دیگر سو، نظام پدرسالارانه ی تولید اجتماعی را، با لطف خود به بندگان، بازسازی می نمود. اما این دو وجهیِ پارادوکسیکال که در نظامِ کهنه در یک فرد تبلور می یافت، در شیوه ی تولید سرمایه داری نهادینه گشت. یعنی با گسترش تقسیم کار اجتماعی، این کارکردها بر عهده ی ساخت های مختلفی قرار گرفت. عملِ خیریه ای، در مقابل استثمارِ کریه اقتصادی، حافظِ همبستگی اجتماعی در جامعه ی مدرن است. سازمانِ خیریه، با هرز دادنِ پتانسیلِ تغییر، هم سوژه ها و هم ابژه های کنشِ خیریه ای را از دگرگون ساختنِ پایه های نظم اقتصادی دور می سازد. &lt;BR&gt;سازمان های خیریه، روغنِ روانسازِ ماشین غول آسایِ تولید سرمایه داری اند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تز چهارم:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; مسأله ی سازمان های خیریه همیشه در حوزه ی مدلول ها است و نه دلایل. سازمان خیریه در باتلاقِ مصادیق و مدلول ها فرو رفته و زمینگیر باقی می ماند.&lt;BR&gt;مصادیق و مدلول ها، مانند دیوهایی هستند که هرگاه سرشان قطع گردد، در آینده ای دور یا نزدیک، دو سرِ تازه از ریشه هایشان خواهند رُست. خیریه، ضامنِ عدم هدفگیری رادیکال به بنیان های نظمِ موجود است. این نشانیِ اشتباه به نزدیک ترین مقصد ها، فرایند ساده سازیِ سوژه ها را تکمیل می نماید. کنش خیریه ای، با فراهم آوردنِ پاسخ های ساده، کنشگران را از فهم پیچیدگی های جامعه محروم کرده و اصلاحاتی موردی را برای تغییرِ شرایط فعلی پیشنهاد می دهد. به زبان آلتوسر، سازمان خیریه ابزار فرایندِ سوژه سازی توسط دستگاه های ایدئولوژیک دولت است. فرایندی که برای تداومِ نظام سرمایه داری، هر روز حیاتی تر می گردد.&lt;BR&gt;کنش خیریه، دست و پا زدن در باتلاقِ نامرئیِ ایدئولوژی است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;تز پنجم:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; فردایِ خیریه هیچگاه فرا نمی رسد. سرانجام ِکارِ سازمان خیریه، پایانِ تاریخ است و نه آغاز آن. یعنی، کار خیریه در گذر زمان تشکیل نیم خط می دهد و نه پاره خط. به عبارت دیگر راستای کار خیریه بی پایان است.&lt;BR&gt;کنش خیریه ای از هرگونه فلسفه ی مادی تاریخ دوری می جوید. خیریه تنها لحظه ی آغازش را می شناسد. کدام سازمان خیریه را می شناسید که به هدف نهایی اش بدون ایجاد مسائلی تازه دست یافته باشد؟ این بی پایانی واجد دلشوره ای همیشگی برای کنشگران خیریه بوده که محرک کنش های عاطفی آنها است. خیریه یعنی نزدیک بینی، سرگردانی و تکرارِ بی هدف.&lt;BR&gt;پایانِ خیریه، مادی نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ادامه را از اینجا بخوانید: &lt;A href=&quot;http://koodakekar.blogspot.com/&quot;&gt;http://koodakekar.blogspot.com/&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Mar 2009 08:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesam118&amp;postid=158</comments>
<dc:creator>hesam118</dc:creator>
<guid>http://hesam118.blogfa.com/post-158.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قهرمان طبقه کارگر</title>
<link>http://hesam118.blogfa.com/post-157.aspx</link>
<description>ترانه قهرمان طبقه کارگر از جان لنون:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 200px; HEIGHT: 179px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rocksonico.com/imagenes/Lennon.JPG&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به محض اینکه متولد می‌شوی کاری می‌کنند که احساس حقارت کنی&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;با ندادن زمانی به تو برای اینکه واقعاً به خود واقعی‌ات متولد بشوی&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تا اینکه رنج آنقدر زیاد می‌شود که دیگر چیزی احساس نمی‌کنی&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قهرمان طبقه کارگر بودن هم چیزی است برای خودش&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در خانه آزارت می‌دهند و در مدرسه کتک‌ات می‌زنند&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اگر باهوش باشی از تو متنفرند و اگر احمق باشی از تو بیزار خواهند بود&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تا آنقدر بی‌اراده و خرفت شوی که از قوانین‌شان پیروی کنی&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قهرمان طبقه کارگر بودن هم چیزی است برای خودش&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;وقتی 20 سال آزگار را با شکنجه و وحشت‌ گذراندی&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بعد از تو توقع دارند که شغلی انتخاب کنی&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اما آنقدر از ترس‌های مختلف لبریزی که عملاً دیگر کاری ازت بر نمی آید&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قهرمان طبقه کارگر هم چیزی است برای خودش&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;با مذهب سکس و تلویزیون نشئه‌ات می‌کنند&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و تو فکر می‌کنی که باهوشی، به هیچ طبقه اجتماعی تعلق نداری و رهایی&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اما تا آنجایی که من می‌دانم همان رعیت احمقی (که از قرن‌ها پیش بوده)&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قهرمان طبقه کارگر هم چیزی است برای خودش&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;هنوز به تو می‌گویند که در آن بالابالاها برای تو هم جایی هست&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فقط باید اول یاد بگیری: زمانی که می‌کشی لبخند بزنی&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اگر واقعاً می‌خواهی مثل از ما بهترانی باشی که بالانشین‌اند&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قهرمان طبقه کارگر هم چیزی است برای خودش&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اگر واقعا می‌خواهی که قهرمان باشی به دنبال من بیا&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Feb 2009 07:36:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesam118&amp;postid=157</comments>
<dc:creator>hesam118</dc:creator>
<guid>http://hesam118.blogfa.com/post-157.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نئولیبرالیسم در شیلی: به بهانه ی سی و پنجمین سالگرد کودتا در شیلی</title>
<link>http://hesam118.blogfa.com/post-155.aspx</link>
<description>این مقاله رو شهریور نوشته بودم قرار بود جایی منتشر شود که نشد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt&quot;&gt;سکوت و فریاد پایان ترانه ی من است&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;نئولیبرالیسم در شیلی: به بهانه ی سی و پنجمین سالگرد کودتا در شیلی&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt;((پینوشه برای همیشه در ذهن من باقی خواهد ماند. من وی را به اندازه فرزندانم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;دوست دارم او ما را از شر کمونیست ها نجات داد امروز روز بسیار تلخی برای ما بود))&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt;این جملات را یکی از طرفدان دو آتشه پینوشه بر زبان آورده؛ پینوشه همین یکی دو سال پیش مرد و خیابان های شیلی برای چند ساعت صحنه درگیری چپ ها و طرفداران دیکتاتور بود ولی دیگر چه کسی اهمیت می دهد؟
&lt;SCRIPT&gt;&lt;!--
D([&quot;mb&quot;,&quot;\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:normal;text-align:right\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt\&quot;\u003eشب روی شیلی پینوشه 17 سال حکومت کرد. کميسيون حقيقت ياب در شيلی رقم کسانی را که توسط حکومت پينوشه به قتل رسيدند 3197 و تعداد زندانيان و شکنجه شدگان را 250000 نفر اعلام کرد. اين ارقام برای يک کشور کوچک 11 ميليونی آن هم با شرايط شيلی واقعا خيلی زياد است البته پینوشه \u003cspan\u003e \u003c/span\u003eخود را یک کاتولیک مومن می دانست و \u003cspan\u003e \u003c/span\u003eپاپ ژان پل دوم را برای امضای آشتی نامه بین شیلی و پرو دعوت می کرد او همیشه کشتار گسترده خود را با نام \u0026quot;دفاع از میهن مقدس\u0026quot; توجیه می نمود.\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:normal;text-align:right\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt\&quot;\u003eشیلی یک از نخستین کشورهایی است که سیاست های نئولیبرالیستی در آن به اجرا گذاشته شده و هوادران نئولیبرالیسم از این کشور به عنوان الگویی مناسب و کارآمد نام می برند. اشاره آن ها به ساخته شدن بزرگ راه ها بازگشت سرمایه داران به کشور و امکان سرمایه گذاری خارجی و غلبه بر بحران های اقتصادی در زمان دولت پینوشه است. دیوید هاروی اندیشمند چپگرا می گوید:در پی به قدرت رسیدن پینوشه یک وقفه ی دو ساله در شیلی برای انتخاب برنامه اقتصادی به وجود آمد زیرا مسئله این بود که چه نوع برنامه اقتصادی ای می تواند اقتصاد را احیا کند؟ آنچه در شیلی انجام دادند ارمغان بچه های شیکاگو(مکتب اقتصادی شیکاگو) بود که می گفتند:((همه چیز را خصوصی کنید کشور را به روی سرمایه گذران خارجی و تجارت خارجی باز کنید،هیچ مانعی در برابر بازگشت سود مالکیت خصوصی به کشور مبدا نگذارید،الگوی رشد مبتنی بر صادرات داشته باشید)) هاروی ادامه می دهد: البته آن ها نمی بایست نیروی کار را منضبط سازند چرا که تمامی رهبران کارگری کشته شده بودند،همه ی اتحادیه های کارگری کارگری منحل شده بودند؛همه درمانگاه های بهداشتی که دگر اندیشان رادیکال در آن شورش راه می انداختند منحل شده بود.\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 10pt 12.6pt;direction:rtl;text-align:right\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;color:black;line-height:115%\&quot;\u003eخانم نائومی کلاين، نظريه پرداز چپ کانادايی در رد این نظر که شیلی یک نمونه ی موفق پیشرفت در زیر سایه نئولیبرالیسم بوده می گوید:(( &quot;,1]
);

//--&gt;&lt;/SCRIPT&gt;
 &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt;شب روی شیلی پینوشه 17 سال حکومت کرد. کميسيون حقيقت ياب در شيلی رقم کسانی را که توسط حکومت پينوشه به قتل رسيدند 3197 و تعداد زندانيان و شکنجه شدگان را 250000 نفر اعلام کرد. اين ارقام برای يک کشور کوچک 11 ميليونی آن هم با شرايط شيلی واقعا خيلی زياد است البته پینوشه &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;خود را یک کاتولیک مومن می دانست و &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;پاپ ژان پل دوم را برای امضای آشتی نامه بین شیلی و پرو دعوت می کرد او همیشه کشتار گسترده خود را با نام &quot;دفاع از میهن مقدس&quot; توجیه می نمود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt;شیلی یک از نخستین کشورهایی است که سیاست های نئولیبرالیستی در آن به اجرا گذاشته شده و هوادران نئولیبرالیسم از این کشور به عنوان الگویی مناسب و کارآمد نام می برند. اشاره آن ها به ساخته شدن بزرگ راه ها بازگشت سرمایه داران به کشور و امکان سرمایه گذاری خارجی و غلبه بر بحران های اقتصادی در زمان دولت پینوشه است. دیوید هاروی اندیشمند چپگرا می گوید:در پی به قدرت رسیدن پینوشه یک وقفه ی دو ساله در شیلی برای انتخاب برنامه اقتصادی به وجود آمد زیرا مسئله این بود که چه نوع برنامه اقتصادی ای می تواند اقتصاد را احیا کند؟ آنچه در شیلی انجام دادند ارمغان بچه های شیکاگو(مکتب اقتصادی شیکاگو) بود که می گفتند:((همه چیز را خصوصی کنید کشور را به روی سرمایه گذران خارجی و تجارت خارجی باز کنید،هیچ مانعی در برابر بازگشت سود مالکیت خصوصی به کشور مبدا نگذارید،الگوی رشد مبتنی بر صادرات داشته باشید)) هاروی ادامه می دهد: البته آن ها نمی بایست نیروی کار را منضبط سازند چرا که تمامی رهبران کارگری کشته شده بودند،همه ی اتحادیه های کارگری کارگری منحل شده بودند؛همه درمانگاه های بهداشتی که دگر اندیشان رادیکال در آن شورش راه می انداختند منحل شده بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt 12.6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 115%&quot;&gt;خانم نائومی کلاين، نظريه پرداز چپ کانادايی در رد این نظر که شیلی یک نمونه ی موفق پیشرفت در زیر سایه نئولیبرالیسم بوده می گوید:((
&lt;SCRIPT&gt;&lt;!--
D([&quot;mb&quot;,&quot;\u003c/span\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:115%\&quot;\u003eپس از پايان حکومت پينوشه 45 درصد مردم زير خط فقر زندگی می کردند و نرخ رشد درآمد پولداران 83 درصد بود.امروزه شيلی بر طبق آمار سازمان ملل متحد از 123 کشوری که مورد مطالعه قرا گرفته شده\u200cاند جای 116 را از حيث تقسيم عادلانه\u200cی درآمدها دارد.اما هواداران فريدمان هنوز در دولت ها، در نهادهای بين\u200cالمللی پولی و رسانه\u200cها جا خوش کرده اند و ادعا می کنند شيلی يک نمونه\u200cموفق است.))\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 10pt 12.6pt;direction:rtl;text-align:right\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:115%\&quot;\u003eبنا به نظر میلتون فریدمان نظریه پرداز نئولیبرال در کتاب \u0026quot;سرمایه داری و آزادی\u0026quot; چون جوهر دمکراسی سود ورزی است پس هر دولتی که سیاست های ضد بازار را تعقیب نماید ضد دمکراتیک است و حمایتی که مردم آگاه از آن ها می کنند هیچ اهمیتی ندارند و بر طبق این نظریه وظیفه ی اصلی دولت پاسداری از مالکیت خصوصی است\u003cspan\u003e  \u003c/span\u003eو بررسی موضوعات واقعی مربوط به تولید و توزیع و سازمان اجتماعی را باید بر عهده ی نیروهای بازار گذاشت.\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 10pt 12.6pt;direction:rtl;text-align:right\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:115%\&quot;\u003eدر واقع با چنین تعبیری از دمکراسی،نئولیبرال هایی چون فریمان هیچ تردیدی در مورد سرنگونی نظامی دولت آلنده که توسط رای مردم انتخاب شده بود نداشتند زیرا آلنده خود را مارکسیست-لنینیست می نامید و در کار سلطه بر جامعه ی شیلی دخالت کرده بود او راه را برای نفوذ سوداگران و شرکت های امریکایی بسته بود.با این تفسیر دولت آلنده ماهیتا غیر دمکراتیک و سرنگونی آن به هر شیوه ای مشروع جلوه می کرد.\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 10pt 12.6pt;direction:rtl;text-align:right\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:115%\&quot;\u003eرشد بالای اقتصادی یکی دیگر از دلایل هواداری از شیوه اقتصادی دولت پینوشه است این در حالی است که اگر چه متوسط رشد شیلی در طول سال های 1974-89 چیزی در حدود 2.6 درصد بوده ولی این متوسط رشد بین سال های 1961-71 در حدود 4.6 درصد بوده که در واقع این یک پسروی در دولت پینوشه به شمار می رود و میزان رشد اقتصادی شیلی در دهه ی 80 از میزان رشد آن در دهه های 70 و 60 کمتر بوده است. همچنین با پیروزی کودتا و کنار رفتن دولت سوسیالیستی آلنده هزینه سرانه ی بهداشتی از 29 دلار در سال 1973 به 11 دلار در سال 1988 کاهش یافت و در نتیجه میزان بیماری های تیفوئید و هپاتیت ویروسی(بیماری هایی که ناشی از فقر و بهداشت ناکافی است) به طور انفجار آمیزی افزایش یافت.(1)&quot;,1]
);

//--&gt;&lt;/SCRIPT&gt;
 &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%&quot;&gt;پس از پايان حکومت پينوشه 45 درصد مردم زير خط فقر زندگی می کردند و نرخ رشد درآمد پولداران 83 درصد بود.امروزه شيلی بر طبق آمار سازمان ملل متحد از 123 کشوری که مورد مطالعه قرا گرفته شده‌اند جای 116 را از حيث تقسيم عادلانه‌ی درآمدها دارد.اما هواداران فريدمان هنوز در دولت ها، در نهادهای بين‌المللی پولی و رسانه‌ها جا خوش کرده اند و ادعا می کنند شيلی يک نمونه‌موفق است.))&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt 12.6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%&quot;&gt;بنا به نظر میلتون فریدمان نظریه پرداز نئولیبرال در کتاب &quot;سرمایه داری و آزادی&quot; چون جوهر دمکراسی سود ورزی است پس هر دولتی که سیاست های ضد بازار را تعقیب نماید ضد دمکراتیک است و حمایتی که مردم آگاه از آن ها می کنند هیچ اهمیتی ندارند و بر طبق این نظریه وظیفه ی اصلی دولت پاسداری از مالکیت خصوصی است&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;و بررسی موضوعات واقعی مربوط به تولید و توزیع و سازمان اجتماعی را باید بر عهده ی نیروهای بازار گذاشت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt 12.6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%&quot;&gt;در واقع با چنین تعبیری از دمکراسی،نئولیبرال هایی چون فریمان هیچ تردیدی در مورد سرنگونی نظامی دولت آلنده که توسط رای مردم انتخاب شده بود نداشتند زیرا آلنده خود را مارکسیست-لنینیست می نامید و در کار سلطه بر جامعه ی شیلی دخالت کرده بود او راه را برای نفوذ سوداگران و شرکت های امریکایی بسته بود.با این تفسیر دولت آلنده ماهیتا غیر دمکراتیک و سرنگونی آن به هر شیوه ای مشروع جلوه می کرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt 12.6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%&quot;&gt;رشد بالای اقتصادی یکی دیگر از دلایل هواداری از شیوه اقتصادی دولت پینوشه است این در حالی است که اگر چه متوسط رشد شیلی در طول سال های 1974-89 چیزی در حدود 2.6 درصد بوده ولی این متوسط رشد بین سال های 1961-71 در حدود 4.6 درصد بوده که در واقع این یک پسروی در دولت پینوشه به شمار می رود و میزان رشد اقتصادی شیلی در دهه ی 80 از میزان رشد آن در دهه های 70 و 60 کمتر بوده است. همچنین با پیروزی کودتا و کنار رفتن دولت سوسیالیستی آلنده هزینه سرانه ی بهداشتی از 29 دلار در سال 1973 به 11 دلار در سال 1988 کاهش یافت و در نتیجه میزان بیماری های تیفوئید و هپاتیت ویروسی(بیماری هایی که ناشی از فقر و بهداشت ناکافی است) به طور انفجار آمیزی افزایش یافت.(1)
&lt;SCRIPT&gt;&lt;!--
D([&quot;mb&quot;,&quot;\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 10pt 12.6pt;direction:rtl;text-align:right\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:115%\&quot;\u003eاما سیاست اقتصادی ای \u003cspan\u003e \u003c/span\u003eکه در نخستین سال های دولت پینوشه انجام شد سیاست \u0026quot;شوک درمانی\u0026quot; نام دارد،\u003c/span\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:115%\&quot;\u003eميلتون فريدمان ،پدرفکری نئوليبراليسم پس از پيروزی کودتای نظامی\u003cspan\u003e  \u003c/span\u003e1973 در شيلی به پينوشه نوشته بود او بايد شيلی را \u0026quot;شوک درمانی\u0026quot; کند.\u003cspan style\u003d\&quot;color:black\&quot;\u003e خانم نائومی کلاين در کتاب \u0026quot; استرانژی شوک\u0026quot; شرح می دهد که شوک درمانی \u003c/span\u003eيعنی استفاده از تجربه\u200cی ضربات روحی جمعی برای جا انداختن دگرگونی\u200cهای ريشه\u200cای برتافته از الگوهای نئوليبرال.اين تجربه\u200cها می تواند ناشی از جنگ، يک بحران سياسی و يا يک فاجعه\u200cی طبيعی باشد.الگوی آن هميشه به يکسان است:يکضرب مالکيت عمومی را به حراج می گذارند وبيمه\u200cهای اجتماعی را نابود می کنند.پيامد آن تقسيم ثروت از پائين به بالا است.\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 10pt 12.6pt;direction:rtl;text-align:right\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:115%\&quot;\u003e\u003cspan\u003e \u003c/span\u003eدر گزارش\u003cspan\u003e  \u003c/span\u003eگردهمایی سازمان های بین المللی غیر دولتی در رابطه با شیلی می خوانیم :در سال 1975 و مجددا در سال 1982 شوک درمانی به اجرا درآمد،به دلیل بحران های اقتصادی در سال 82 شیلی مجبور شد که به کمک های مالی صندوق بین المللی پول متوسل شود یکی از شرایط کمک صندوق بین المللی پول \u0026quot;کنترل مزد\u0026quot; و دیگری انتقال هزینه ها از خدمات اجتماعی به پروژه های زیر ساختی برای صادرات بود که سبب خصوصی شدن آموزش و پرورش و بهداشت و پایین آمدن کیفیت زندگی فقرا گردید.\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 10pt 12.6pt;direction:rtl;text-align:right\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:115%\&quot;\u003eبدهی های خارجی شیلی در سال 1987 از مرز 21 میلیارد دلار گذشت، دولت با ارائه ی سیاست هایی موفق شد که این میزان را تا میزان قابل توجهی کاهش دهد یکی از این راهکارها\u003cspan\u003e  \u003c/span\u003eدادن امکانات فراوان به شرکت های خارجی در بخش زمین و معادن شیلی بود.\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 10pt 12.6pt;direction:rtl;text-align:right\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:115%\&quot;\u003e&quot;,1]
);

//--&gt;&lt;/SCRIPT&gt;
 &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt 12.6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%&quot;&gt;اما سیاست اقتصادی ای &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;که در نخستین سال های دولت پینوشه انجام شد سیاست &quot;شوک درمانی&quot; نام دارد،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%&quot;&gt;ميلتون فريدمان ،پدرفکری نئوليبراليسم پس از پيروزی کودتای نظامی&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;1973 در شيلی به پينوشه نوشته بود او بايد شيلی را &quot;شوک درمانی&quot; کند.&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt; خانم نائومی کلاين در کتاب &quot; استرانژی شوک&quot; شرح می دهد که شوک درمانی &lt;/SPAN&gt;يعنی استفاده از تجربه‌ی ضربات روحی جمعی برای جا انداختن دگرگونی‌های ريشه‌ای برتافته از الگوهای نئوليبرال.اين تجربه‌ها می تواند ناشی از جنگ، يک بحران سياسی و يا يک فاجعه‌ی طبيعی باشد.الگوی آن هميشه به يکسان است:يکضرب مالکيت عمومی را به حراج می گذارند وبيمه‌های اجتماعی را نابود می کنند.پيامد آن تقسيم ثروت از پائين به بالا است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt 12.6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%&quot;&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;در گزارش&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;گردهمایی سازمان های بین المللی غیر دولتی در رابطه با شیلی می خوانیم :در سال 1975 و مجددا در سال 1982 شوک درمانی به اجرا درآمد،به دلیل بحران های اقتصادی در سال 82 شیلی مجبور شد که به کمک های مالی صندوق بین المللی پول متوسل شود یکی از شرایط کمک صندوق بین المللی پول &quot;کنترل مزد&quot; و دیگری انتقال هزینه ها از خدمات اجتماعی به پروژه های زیر ساختی برای صادرات بود که سبب خصوصی شدن آموزش و پرورش و بهداشت و پایین آمدن کیفیت زندگی فقرا گردید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt 12.6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%&quot;&gt;بدهی های خارجی شیلی در سال 1987 از مرز 21 میلیارد دلار گذشت، دولت با ارائه ی سیاست هایی موفق شد که این میزان را تا میزان قابل توجهی کاهش دهد یکی از این راهکارها&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;دادن امکانات فراوان به شرکت های خارجی در بخش زمین و معادن شیلی بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt 12.6pt; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%&quot;&gt;
&lt;SCRIPT&gt;&lt;!--
D([&quot;mb&quot;,&quot;دولت شیلی که با کمک سازمان سیا بر سر کار آمده بود در سال 1991 با بخشودگی بدهی های خود مواجه شد دلیل این بخشندگی هم اینگونه اعلام شد که شیلی تنها کشوری است که\u0026quot; به زعامت صندوق بین المللی پول،بانک جهانی و بانک توسعه ی جهانی به برنامه بازسازی اقتصادی\u0026quot; دست زده است. با این حال گزارش سازمان های بین المللی غیر دولتی \u003cspan\u003e \u003c/span\u003eدر پایان خاطر نشان\u003cspan\u003e  \u003c/span\u003eمی کند ضربه هایی که پس از دو دهه اجرای برنامه های تعدیل اقتصادی با نظارت سازمان پول بر پیکر شیلی وارد آمده هزینه هایی سنگین و جبران ناپذیر بر روی مردم شیلی و محیط زیست بر جای گذاشته است.\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:normal;text-align:right\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt\&quot;\u003e11 سپتامبر امسال سی و پنجمین سالگرد کودتا است هر چند که دیگر جهانیان 11 سپتامبر را تنها با بن لادن و برج های دو قلو می شناسند ولی جهان شیشه ای رسانه ها ربطی به واقعیت ما حاشیه نشین های تاریخ ندارد...\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:200%;text-align:justify\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:200%\&quot;\u003e \u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:200%;text-align:justify\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:200%\&quot;\u003e((چقدر سخت است آواز خواندن\u003c/span\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;AR-SA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:12pt;line-height:200%;font-family:\u0026#39;Times New Roman\u0026#39;,\u0026#39;serif\u0026#39;\&quot;\u003e\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:200%;text-align:justify\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:200%\&quot;\u003eوقتي بايد از وحشت بخواني\u003c/span\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:12pt;line-height:200%;font-family:\u0026#39;Times New Roman\u0026#39;,\u0026#39;serif\u0026#39;\&quot;\u003e\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:200%;text-align:justify\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:200%\&quot;\u003eوحشتي كه در آن زندگي مي كنم\u003c/span\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:12pt;line-height:200%;font-family:\u0026#39;Times New Roman\u0026#39;,\u0026#39;serif\u0026#39;\&quot;\u003e\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:200%;text-align:justify\&quot;\u003e&quot;,1]
);

//--&gt;&lt;/SCRIPT&gt;
دولت شیلی که با کمک سازمان سیا بر سر کار آمده بود در سال 1991 با بخشودگی بدهی های خود مواجه شد دلیل این بخشندگی هم اینگونه اعلام شد که شیلی تنها کشوری است که&quot; به زعامت صندوق بین المللی پول،بانک جهانی و بانک توسعه ی جهانی به برنامه بازسازی اقتصادی&quot; دست زده است. با این حال گزارش سازمان های بین المللی غیر دولتی &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;در پایان خاطر نشان&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;می کند ضربه هایی که پس از دو دهه اجرای برنامه های تعدیل اقتصادی با نظارت سازمان پول بر پیکر شیلی وارد آمده هزینه هایی سنگین و جبران ناپذیر بر روی مردم شیلی و محیط زیست بر جای گذاشته است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot;&gt;11 سپتامبر امسال سی و پنجمین سالگرد کودتا است هر چند که دیگر جهانیان 11 سپتامبر را تنها با بن لادن و برج های دو قلو می شناسند ولی جهان شیشه ای رسانه ها ربطی به واقعیت ما حاشیه نشین های تاریخ ندارد...&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;((چقدر سخت است آواز خواندن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;وقتي بايد از وحشت بخواني&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;وحشتي كه در آن زندگي مي كنم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;SCRIPT&gt;&lt;!--
D([&quot;mb&quot;,&quot;\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:200%\&quot;\u003eوحشتي كه در آن مي ميرم\u003c/span\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:12pt;line-height:200%;font-family:\u0026#39;Times New Roman\u0026#39;,\u0026#39;serif\u0026#39;\&quot;\u003e\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:200%;text-align:justify\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:200%\&quot;\u003eتا  خود را  در ميان لحظات بي پايان بنگرم  \u003c/span\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:12pt;line-height:200%;font-family:\u0026#39;Times New Roman\u0026#39;,\u0026#39;serif\u0026#39;\&quot;\u003e\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:200%;text-align:justify\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:200%\&quot;\u003eكه در آن سكوت و فرياد  \u003c/span\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:12pt;line-height:200%;font-family:\u0026#39;Times New Roman\u0026#39;,\u0026#39;serif\u0026#39;\&quot;\u003e\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:200%;text-align:justify\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:200%\&quot;\u003eپايان ترانه من است...))\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:200%;text-align:justify\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:200%\&quot;\u003eقسمت هایی از ترانه \u0026quot;استادیوم شیلی\u0026quot; آخرین سروده ی ویکتور خارا.\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 0pt;direction:rtl;line-height:200%;text-align:justify\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:200%\&quot;\u003e*****\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0.5in 0pt 0in;direction:rtl;text-indent:-0.25in;line-height:200%;text-align:justify\&quot;\u003e\u003cspan style\u003d\&quot;font-size:12pt;line-height:200%;font-family:\u0026#39;Times New Roman\u0026#39;,\u0026#39;serif\u0026#39;\&quot;\u003e\u003cspan\u003e(1)\u003cspan style\u003d\&quot;font:7pt \u0026#39;Times New Roman\u0026#39;\&quot;\u003e   \u003c/span\u003e\u003c/span\u003e\u003c/span\u003e\u003cspan dir\u003d\&quot;rtl\&quot;\u003e\u003c/span\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:12pt;line-height:200%;font-family:\u0026#39;Times New Roman\u0026#39;,\u0026#39;serif\u0026#39;\&quot;\u003eآمار از مقاله ی:افسانه و واقعیات: بازار آزاد در امریکای لاتین-جیمز پتراس و استیو ویوکس-ترجمه ی دکتر احمد سیف\u003c/span\u003e\u003c/p\u003e\n\n\u003cp dir\u003d\&quot;rtl\&quot; style\u003d\&quot;margin:0in 0in 10pt 12.6pt;direction:rtl;text-align:right\&quot;\u003e\u003cspan lang\u003d\&quot;FA\&quot; style\u003d\&quot;font-size:10pt;line-height:115%\&quot;\u003e&quot;,1]
);

//--&gt;&lt;/SCRIPT&gt;
&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;وحشتي كه در آن مي ميرم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;تا  خود را  در ميان لحظات بي پايان بنگرم  &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;كه در آن سكوت و فرياد  &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;پايان ترانه من است...))&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;قسمت هایی از ترانه &quot;استادیوم شیلی&quot; آخرین سروده ی ویکتور خارا.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;*****&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.5in 0pt 0in; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: -0.25in; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;(1)&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;   &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;&quot;&gt;آمار از مقاله ی:افسانه و واقعیات: بازار آزاد در امریکای لاتین-جیمز پتراس و استیو ویوکس-ترجمه ی دکتر احمد سیف&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Jan 2009 07:44:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesam118&amp;postid=155</comments>
<dc:creator>hesam118</dc:creator>
<guid>http://hesam118.blogfa.com/post-155.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فاشیسم و همجنسگرایی</title>
<link>http://hesam118.blogfa.com/post-154.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;چه ارتباطی بین فاشیسم و همجنسگرایی وجود دارد؟ پاسخ دم دستی به این سوال شاید این باشد که حکوت های فاشیست دگرباشان جنسی را هم به مانند هر اقلیت دیگری تحمل نمی کنند و روزگاری تیره را برای آنان رقم می زنند.این همه ی ماجرا نیست. سوال این جاست که چرا در فیلم سالوی پازولینی این کارگردان مارکسیست همجنسگرا، فاشیست ها همگی هم جنس باز اند؟و یا در فیلم &quot;فیل&quot; ساخته گاس ون سنت فیلمساز مولف امریکایی که برداشتی آزاد از ماجرای کلمباین(تیراندازی دو نوجوان و کشتار دانش آموزان دیگر) است، دو قاتل نوجوان پیش از قتل فیلمی مستند از نازیها می بینند و بعد از آن به همجنس بازی در حمام می پردازند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سیروس شمیسا استاد ادبیات در کتاب درخشان و جمع آوری شده ی &quot;شاهد بازی در ادبیات ایران&quot; نشان می دهد که از دیرباز همجنسگرایی و پدوفیلی حضور قدرتمندی در جامعه و ادبیات ایران داشته:&quot;&lt;I&gt;اساسآ ادبیات غنایی فارسی به یک اعتبار ادبیات همجنسگراست&lt;/I&gt;&quot;.این کتاب پر است از داستان هاو اشعار مختلف صوفیان و عرفا و حکما و حکایت های پادشاهان در باب همجنسگرایی در ادوار مختلف.این حضور جه توجیهی دارد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر گردیم به سوال مان چه ارتباطی بین فاشیسم و همجنسگرایی وجود دارد؟ امین قضایی در مقاله ی &quot; از جانومید تا سالو&quot; مندرج در مجله آرت کالت-12 این ارتباط را با کمک رمزگشایی  از افسانه ی زئوس و جانومید شرح می دهد:&quot;زئوس دو جنسگرا عاشق جانومید زیبا روی می شود و به عقاب دستور می دهد تا جانومید را به نزد وی بیاورد&quot; زئوس سرور خدایان است و عقاب در اینجا مظهر فاشیسم : &quot;&lt;I&gt;این عقاب با شیر چاقو کش جلوی خورشید پرچم مقدس و کثیف ایران هم مشابهت هایی دارد.همیشه جانوری پسا توتمی با ریشه های آسمانی و خورشیدی نماد قدرت و پادشاهی است به یاد داشته باشید که شیهه ی اسب و شیر گاو به ترتیب داریوش و فریدون را به پادشاهی رساند و هم اکنون هم عرعر خران متعصب&lt;/I&gt;&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عقاب بهترین ها را انتخاب می کند و به نزد خدایان می برد در فیلم سالو هم خوشگل ترین و بی نقص ترین دختران و پسران برای هوسرانی  حاکمان انتخاب می شوند.آیا همین موضوع در پدر شاهی ما صدق نمی کند.در قابوس نامه پادشاه به پسر دست گلش نصیحت می کند که &quot;پیوسته به مجامعت مشغول مباش.اما از غلامان(برده جنسی مذکر) و زنان میل به یک جنس مدار تا از هر دو گونه بهره ور باشی...تابستان ها میل به غلامان و زمستان ها میل به زنان کن.&quot; در زمان حکومت صفویه هم در دربار پادشاهی شغل شریفی وجود داشته به نام لعاب زنی به ماتحت غلامان ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  در کتاب شاهد بازی در ادبیات در چند جا می خوانیم که در قدیم عاشق(فاعل) برای معشوق(مفعول) حکم&quot; پدر&quot; را داشته است و همواره در این رابطه مقام  عاشق برابر بوده با پدر،ارباب و خدا....آیا این همان پدر شاهی منحط شرقی نیست؟ پدر شاهی ای که امروز به لطف  پیوند &quot;ایمان&quot; و &quot;تکنیک&quot; به روز شده و خوش دارد که خود را در هیبت عقابی مقتدر جا بزند.امین قضایی می نویسد: &lt;I&gt;بهترین راه برای تشخیص فاشیسم ، پدوفیلی است. در ایران ، صوفیان ، عرفا و سپس ملاها ، تلاش کردند جامعه طبقاتی را بر اساس درونی کردن روابط پدوفیلی بازسازی کنند. &lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته کتاب دکتر شمیسا خیلی زود از بازار جمع آوری شد.سکس در هر شکل و شیوه ای موضوعی کاملا ممنوعه است،هشام شرابی نویسنده عرب در کتاب پدر شاهی جدید می نویسد: &quot;&lt;I&gt;پدر شاهی جدید که از نظر درونی شدیدا دلمشغول سکس است از نظر بیرونی طوری رفتار می کند که انگار سکس وجود خارجی ندارد&lt;/I&gt;&quot;.گرچه پرداختن به مسائل جنسی سخت ترین مجازات ها را دارد ولی هر از گاهی که بلوتوث سگ های فاشیست در حال انجام &quot;آن کار دیگر&quot; بیرون در می آید صحت این حرف هشام شرابی تایید می شود.در فیلم سالو فاشیست ها به قربانیانی که برای هوس رانی انتخاب شده اند می گویند که هرگونه رابطه جنسی با یکدیگر سنگین ترین مجازات ها را در پی دارد در سکانسی از فیلم یکی از قرباینان هوسرانی با کلفت سیاه پوست همبستر شده که فاشیست ها مطلع می شوند و او را در حین انجام کار گیر می اندازند: قربانی کاملا عریان در برابر فاشیست ها بر می خیزد و مشت های گره کرده اش را به نشانه ی مقاومت بالا می برد، فاشیست ها بلافاصله او را تیر باران می کنند.....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس وقتی از رابطه ی فاشیسم و همجنسگرایی سخن می گوییم دیگر خبری از کارناوال و پرچم رنگین کمان نیست بلکه این نوع همجنسگرایی به پدوفیلی پهلو می زند، فاعل آن پدر جامعه ی طبقاتی است و ما مشتی قربانی نشانه گذاری شده هستیم...ما همیشه در سالو زندگی کرده ایم و  در صحنه ی قتل عام اجتماعی کاملا عریان هستیم،آیا می توانیم مشت های خود را به نشانه ی مقاومت بالا ببیریم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Jan 2009 09:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesam118&amp;postid=154</comments>
<dc:creator>hesam118</dc:creator>
<guid>http://hesam118.blogfa.com/post-154.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>1900</title>
<link>http://hesam118.blogfa.com/post-153.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=192 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i33.tinypic.com/333wlg5.jpg&quot; width=352 border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(خطاب به کارلینو):_مدارس علوم دینی دانش آموز می گیرند و الاغ تحویل  جامعه می دن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;_به نفع هیچ کس نیست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;_بهشون بگو کارلینو که تو از اون چیزی که اونا فکر می کنند با هوش تری،به اون کشیش ها میگی که شهریه 3 یا 4 ساله ات رو کامل بدن و بعد ما هم در عوض یه درکونی بهشون می زنیم و میگیم: زنده باد لنین!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;_کدوم لنین؟ شما دارین با واقعیت در می افتید . اونا روزنامه ما رو توقیف کردند مرکز اتحادیه از بین رفته،دیگه انتخاباتی هم نداریم....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;_اولمو: ولی این عوض میشه: نگاه کنید(کاغذ تا خورده ای را از جیبش بیرون می آورد) بخونیدش این روزنامه ماست همونی که رفقای ما چاپ می کنند...ممکنه به زندان بریم...نمی تونید تصور کنید چند نفر اون رو می خونند...حالا به خاطر بسپرید که اگه یه روز این نبود به بقیه یادش بدید ...کسانی که نخوندن و یا خوندن بلد نیستن...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;_باشه من حفظ می کنم ولی بدون حزب چه فایده ای داره؟ بدون رهبر؟ هیچ کس ما رو رهبری نمی کنه...ما رو نگاه کن اولمو...ما همه درب و داغون هستیم ..هر کی از ما حرف بزنه می اندازنش تو زندون....حزب ما قانون شکنی کرده ما شانسی نداریم....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;(موسیقی احساسی شروع می شود اولمو پاسخ می دهد و دوربین دور کارگران می چرخد) : _حزب نداریم...؟ نه! درست نیست...حزب کسی نیست جز تو و یوجین و لنزو وآرماندو ...رودخانه را رد کنید تنها آزالیها رو می بینید...همین بعد برید با جارچی صحبت کنید و بعد می فهمید هرجا که کارگرها کار می کنند حزب همون جاست و بعد به زندان ها برید،صد ها تن از رفقاتون رو اونجا می بینید... حزب اونجا هم هست...همه جاست..بهش بگو یوجین ..بهش بگو...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;_(یوجین جلو می آید و شروع به خواندن سرود های انقلابی و سوسیالیستی می کند...همه کارگران با او همراهی می کنند)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;A href=&quot;http://www.radicalcs.blogfa.com/post-66.aspx&quot; target=_blank&gt;پ.ن:شانزدهم آذر، قلب‏ها و مشت‏ها&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 08 Dec 2008 16:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesam118&amp;postid=153</comments>
<dc:creator>hesam118</dc:creator>
<guid>http://hesam118.blogfa.com/post-153.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>&quot;همسایه ها&quot;ی احمد محمود</title>
<link>http://hesam118.blogfa.com/post-152.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پدرم می گوید : اگر قلب آدم صاف باشه با دستورات کتاب اسرار قاسمی میتونه دنیا رو مسخر خودش کنه&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;محمد میکانیک باور نمی کند.محمد میکانیک نماز نمی خواند.پدرم می گوید حتی خندیدن تو صورت محمد میکانیک هم کفاره دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خواج توفیق می پرسد: میشه این کتابو دید؟ پدرم جواب می دهد: میرزا نصر الله گفته کتابو نباید نشون کسی بدم. بعد تعریف می کند: یه روز امتحان کردم؛کتابو نشون حاج شیخ علی دادم.طولی نکشید که میرزا نصر الله اومد صدام کرد و گفت مگه نگفته بودم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;که نباد نشون کسی بدی.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;امان آقا باور می کند. محمد میکانیک باور نمی کند.خواج توفیق می خواهد ته و توی قضیه را در بیاورد: چطوره یه دفه دیگه امتحان کنیم؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پدرم زیر بار نمی رود.امان اقا از درویشی حرف می زند که یک بار به چشم خودش دیده است که غیب شده است. پدرم می گوید: اگر چه امان آقا عرق می خوره ولی همین که اعتقاد داره کافیه...بلاخره یه روزی رستگار میشه&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما محمد میکانیک به این حرف ها اعتقاد ندارد.می گوید: تو این دنیا هیچی نیس جز همین چیزایی که می بینیم و باز می گوید: اسیر همین خرافاتیم که همیشه بدبختیم، که همیشه باید مثه خر کار کنیم و کیفش رو دیگرون ببرن،که همیشه توسری خور وگشنه هستیم....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;*****************&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;رمان پونصد صفحه ای همسایه های احمد محمود را یک نفس می خوانم از بس که گیراست.از بس که به دل می نشیند و شخصیت هایش همه آشنا می زنند تنها نکته آزار دهنده قسمت اول &quot;سخنی از ویراستار&quot; است که گویا برای گرفتن مجوز&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;رمان در زمان شاه سابق، احمد محمود ناچار شده اجازه دهد چنین خزعبلاتی را در ابتدای کتاب بیاورند.رمان حکایت مبارزه یک نسل برای فردای بهتر&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و امرار معاش در سال های&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;پر آشوب 27 تا 32 و دفاع از شرافت انسانی طبقه تهی دست و شرح حرامزادگی نظامیان و مستبدان آن عصر است است و آن وقت گماشته ی فرهنگی جاکش وقت در قسمت &quot;سخنی از ویراستار&quot; می نویسد که:( &quot;همسایه ها&quot; در کلیت خود تاییدی است بر کوشش های عظیمی که طی سال های اخیر در زمینه های مختلف اقتصادی،فرهنگی،بهداشتی و صنعتی در کشور ما به عمل آمده است) ریدم به آن کوشش های عظیم دستوری و ناموزون و آن دیکتاتوری و خفقان سیاسی دهه پنجاه خورشیدی که عاقبت سبب شد نیرویی مرتجع زمام حکومت را در این محنت سرا به دست گیرند و فقط دلم می سوزد برای خالد و پندار و شفق و تمامی مبارزان آرمانخواهی که سرسختانه مبارزه کردند و عاقبت حاصل اش را این لاشخور های فرصت طلب ملا خور کردند.......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;A href=&quot;http://ketabkhaneh.wordpress.com/2006/08/24/%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7/&quot; target=_blank&gt;دانلود رمان همسایه ها ی احمد محمود&lt;/A&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Jul 2008 09:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesam118&amp;postid=152</comments>
<dc:creator>hesam118</dc:creator>
<guid>http://hesam118.blogfa.com/post-152.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
